تبليغاتX
کمپین حمایت ازمهاجرین افغانی مقیم ایران
مظاهره در کابل
دانشجويان دانشگاه کابل صبح امروز یکشنبه(1388/08/03) در اعتراض به توهين نيروهاي آمريکايي به قرآن کريم درسرك عمومي دارالامان دست به تظاهرات زدند.

آنان با سردادن شعارهاي مرگ برآمريکا و مرگ براوباما توهين نيروهاي آمريکايي به قرآن کريم را به شدت محکوم کرده و خروج اين نيروها را از افغانستان خواستار شدند.

براساس گزارشات رسیده این گردهمایی باحضور بیش از هزار تن از جوانان كابل و ولايات دیگر ازمكاتب مختلف و دانشگاهها صورت گرفت که در مقابل ساختمان پارلمان تجمع کردند.

همزمان با تجمع مظاهره کنندگان در مقابل پارلمان ،پولیس نیز بمنظور برقراری امنیت در محل حضور پیدا کرده است.

گفتنی است که دانشجويان دراین گردهمایی برضرورت محاکمه و مجازات عاملان توهين به قرآن کريم درولایت میدان وردک تاکيد کردند .
اين پنجمين تظاهرات ضد آمريکايي است که عليه توهين نيروهاي آمريکايي به قرآن کريم در میدان وردک برگزار مي شود.پيش از اين نيز محصلین در ولایات ننگرهار ، قندهار ، خوست و باشندگان میدان وردک در اعتراض به هتک حرمت قرآن کريم تظاهرات کرده بودند.
نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

اولین دوره آموزش پوليس مبارزه با مواد مخدر افغانستان در تهران
نخستین دوره آموزشی تخصصی ویژه پولیس مبارزه با مواد مخدر افغانستان بصورت پیشرفته در راستای همكاریهای سه جانبه ایران، پاكستان و افغانستان در تهران آغاز شد.

سردار حمیدرضا حسین آبادی، رئیس پولیس مبارزه با مواد مخدر ایران در حاشیه برگزاری این دوره آموزشی در جمع خبرنگاران افزود در این دوره 10 تن از كارشناسان ارشد پولیس مبارزه با مواد مخدر افغانستان حضور داشته و در مدت سه هفته دوره های دیتا بیس، مدیریت پرو‍‍ژه و سنجش از راه دور را بصورت كاربردی و پیشرفته پشت سر می گذرانند.

وی به ایرنا تصریح كرد این دوره آموزشی از سطح كیفیت بالایی برخوردار بوده و آموزش های لازم را به پولیس افغانستان درباره معضل مواد مخدر ارائه می كند.
  حسین آبادی اظهار داشت كارشناسان افغان در یك كلاس مجهز و پیشرفته دارای امكانات كامپیوتری و تجهیزات مورد نیاز، دوره آموزشی را طی كرده و با توانمندیهای لازم برای مبارزه علمی با كشت، قاچاق و ترانزیت مواد مخدر آشنا می شوند.

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

دخترافغان قهرمان رسامی دربین 36 کشور جهان

دررقابت های رسامی که میان دانش آموزان مکاتب 36 کشور جهان راه اندازی شده بود، شازیه شاگرد صنف چهارم حائز مقام اول شد .

سخنگوی وزارت معارف دراین زمینه گفت که دراین رقابت آثار شرکت کنندگان به کشور ایتالیا انتقال داده شد که از میان این آثار شازیه برنده مقام اول این رقابت ها گردید.

به نقل از باختر، هزینه این رقابت را کشور ایتالیا تمویل و از طریق سازمان غذایی جهان عملی شد.


نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

اجازه تحصیل برای مهاجران هموطن در ایران

مهاجران افغان که در ایران بسرمی برند پس از این اجازه آموزش در مکاتب و دانشگاههای این کشور را خواهند داشت.

این سخنان را آقای حسین مالکی سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل در یک نشست خبری به خبرنگاران اظهار نمود.

مالکی به خبرنگاران گفت که در حال حاضر بین دو تا سه میلیون مهاجر افغان در ایران بسر می برند که در گذشته برای آنها اجازه اموزش در مکاتب ایران داده نمی شد.

به گفته وی شورای انقلاب اسلامی این کشور فیصله نموده است تا برای اطفال مهاجر و دانشجویانی که خواهان ورود به دانشگاه های این کشور را هستند می
توانند به مکاتب و دانشگاه ها شامل گردند.

مالکی ضمن بیان این که شماری زیادی از اطفال مهاجر افغان در ایران در مکاتب این کشور ثبت نام نموده اند از ورود یک هزار و پانصد دانشجو در دانشگاه های این کشور پس از سپری نمودن امتحان کانکور خبر داد.

وی اضافه نمود که تاکنون بیش از 15 هزار دانشجوی افغان از دانشگاههای ایران در بخش های مختلف فارغ التحصیل شده اند که باید در بخش های مختلف از وجود آن ها استفاده صورت گیرد!


نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

هند برای افغانستان دانشگاه کشاورزی می سازد
هند برای افغانستان دانشگاه کشاورزی می سازد دولت هند تصمیم گرفته است که برای تقویت بخش کشاورزی و دامداری افغانستان دانشگاهی را با تجهیزات پیشرفته در کابل بسازد. با این که اقتصاد افغانستان بیشتر متکی به کشاورزی و دامداری است، زراعت در این کشور به دلیل کم بودن متخصصان کشاورزی و "ضعف" سیاستگذاری دولت در این بخش، پیشرفت چندانی نکرده است. اما مقامهای دولت افغانستان می گویند آنان تلاش می کنند که با هموار کردن زمینه آموزشهای عالی در بخش کشاورزی و بالا بردن ظرفیت های کاری نهادهای دولتی در این بخش، زراعت این کشور را توسعه خواهند داد. مقامهای وزارتهای تحصیلات عالی و زراعت افغانستان می گویند تاسیس "دانشگاه کشاورزی کابل"، تا حد زیادی این کشور را برای رسیدن به این هدف کمک خواهد کرد. اگر چه تاحال مشخص نیست که این دانشگاه توانایی پذیرش چه تعداد دانشجو را خواهد داشت، اما مقامات افغان می گویند که دانشجویان در این دانشگاه در رشته هاى کشاورزی، باغداری و دامداری آموزش خواهند دید. محمد عثمان بابری، معاون وزارت تحصیلات عالی افغانستان در گفتگویی با بی بی سی گفت در این دانشگاه استادان هندی و افغان تدریس خواهند کرد. آقای بابری گفت: "یکی از خصوصیان این دانشگاه این باید باشد که برنامه درسی آن مطابق به ضرورت افغانستان باشد. همچنین برای این که هدف باشد، باید دارای یک سیستم باشد. این دانشگاه چتری خواهد بود برای تمام دانشکده های زراعت افغانستان." معاون وزارت تحصیلات عالی افغانستان گفت که کار ساختن این دانشگاه دو سال را در بر خواهد گرفت و با هزینه ٢٥ میلیون دلار کمک کشور هند و با تجهیزات پیشرفته ساخته خواهد شد. به گفته او، کار ساختن این دانشگاه به زودی آغاز خواهد شد. مقامات افغان می گویند با ساختن دانشگاه کشاورزی کابل، دانشجویان ۱۶ دانشکده مختلف از سراسر افغانستان نیز از تحقیقات علمی و آزمایشگاههای این دانشگاه استفاده خواهند کرد. این دانشگاه تنها دانشگاه اختصاصی در بخش کشاورزی خواهد بود که به کمک دولت هند در افغانستان ساخته می شود. دولت هند بعلاوه این، هر سال زمینه آموزشهای عالی را در رشته های مختلف برای حدود ۵۰۰ دانشجوی افغان در داخل هند فراهم می کند. آمار وزارت تحصیلات عالی افغانستان نشان می دهد که هم اکنون بیش ا ز پنج هزار دانشجوی افغان در ٤٤ کشور جهان مشغول آموزش هستند که نزدیک به ٧٠٠ تن آنان استادان دانشگاههای مختلف افغانستان اند.
نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

حقیقت چیست؟

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ

{و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد میگويند

 ما خود اصلاحگريم }

-------------------------------------------------------------

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ

{بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمیفهمند }

 

نظرات شما آزادانه در قسمت نظر سنجی قرار داده می شود.

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

ایران زیرکانه پشت پرده انتخابات افغانستان نشسته است
انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی در افغانستان زمینه هرچه بیشتر حساسیت کشورهای همسایه بخصوص ایران و پاکستان را برانگیخته است.
این دوکشور همسایه با دو دید متفاوت انتخابات افغانستان را با جدیدت هرچه تمام پیگیری نموده هرکدام به طریق خود سهم خود را از این حادثه دموکراتیک در افعانستان به مطالبه گرفته اند.

پاکستان مانند همیشه ظاهر امر را حفظ کرده اوضاع را بگونه اي چیده است که هیچ حرف و سخنی بابت دخالت مستقیم این کشور در امور انتخابات در افغانستان بمیان نیاید. در صورتی که با جابه جا نمودن نیروهای ویژه خود در مراتب مختلف کار خود را بصورت کاملا سری به پیش می برد.
پاکستان در کنار این سیاست شیطانی خود به بزرگ نمایی حضور و قدرتمداری طالبان تاکید داشته آنان را سپر نیات پلید خود ساخته است.

و اما ایران !

عملکرد زیرکانه ایران در قسمت افغانستان همیشه در یکجای کار لنگیده و سیاست های این کشور همسایه را نقش براب کرده است.

سیاست ایران در تصامیم متخذه اش در برابر افغانستان، سیاست فریب نبوده بلكه همیشه سعی نموده است تا از زوایایی به منفعت های حاضر خود در افغانستان بیندیشد.
منفعت هایی که گاها به ضرر افغانستان انجامیده است.
در این میان دولت های اقای کرزی و احمدی نژاد با تعارفات معمول کوشیده اند تا سطح روابط میان دوکشور را عادی و خوب توصیف کنند اما برهمگان واضح است که اختلافاتی نیز در این بین وجود داشته که بیشتر دوستان خارجی بخصوص امریکایی ها مسبب ان ها بوده اند.

از این ها که بگذریم به مناسبات روزمره روابط دوکشور همسایه ایران و افغانستان می رسیم که بنابر تعاملات منفعتی که میان دوکشور از رایزنی به عمل رسیده است، نمی توان به همه آن موارد اشاره داشت اما می شود قسمتی از آن را به بررسی گرفت.

مسولان دولتی ایران در سخنان خود همیشه از دخالت در امور داخلی افغانستان پرهیز کرده خود را حامی دولت حاکم در کشور قلمداد کرده اند.
اما واقعیت های موجود به نتایج دیگری ختم می شود. نتایجی که نمی شود به سادگی از کنار ان عبور کرد.
 به نفع کشورهای همسایه بخصوص ایران و پاکستان نیست که در این مقطع حساس دست به تحرکاتی بزنند که گمان برده شود در امور داخلی افغانستان دخالت می کنند.
لازم است كه بدانيد ايان از هر ابزاري براي شكست امريكا در افغانستان استفاده مي كند و مهمترين ابزارش مهاجرين داخل ايران مي باشند.

تشكيل دولت ائتلافي و يا قبول نتايج انتخابات تنها به افغانها  بستگي دارد و بس.

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

رنجنامه مهاجری که پس از عودت نیز مهاجر است

مهاجرين ولسوالي سوزمه قلعه ولايت سرپل را دريابيد.

هنگامي كه شوروي متجاوز پا به خاك عزيز ما نهاد جوانان ولسوالي سوزمه قلعه ولايت سرپل دوشادوش ديگر برادران مجاهد خود به مبارزه برعليه اشغالگران شوروي پرداختند كه با تقديم بيش از پانصد شهيددر راه آزادي وطن وبه علت آتش زدن محصولات كشاورزي اين مردم توسط مزدوران كمونيست ها به فرماندهي غفار پهلوان ‍‍‍ مردم مجبور شدندمنطٌه را ترك نمايند وبه خاطر هم زباني وهم مذهبي كشور اسلامي ايران را براي هجرت خود انتخاب كردند وعازم ايران شدند آنها با پاي پياده وبا تحمل دو ماه وده روز پياده روي از راه هاي صعب العبور و دشوار به مرز ملو در خراسان رسيدند وباز در بدترين شرايط مدت چهل روز سر مرز ملو منتظر ماندند تا جواز ورود مهاجرين به ايران صادر شد ومهاجرين سوزمه قلعه وارد اردوگاه ها شدند آنها زندگي را در اردوگاه به اين دليل ترجيح دادند كه پايگاه وجبهه اي كه در افغانستان داشتند بتوانند آن را اكمال كنند. و نيروي به صورت سالانه اعزام نمايند.

در مدت 23 سال زندگي مهاجرين در اردوگاههاي استان كرمان سمنان وشيراز آنها به كارهاي سخت وطاقت فرسا مشغول بودند مردماني متدين زحمت كش كه درطول اين 23 سال حتي يك زنداني با حبس بلند مدت نداشتند بعد از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد در دور اول بدبختي اين مهاجرين شروع شد گرفتن پولهاي تحت عنوان آمايش / صادر كردن كارت شناسايي /عوارض شهرداري و...در اين دوره به اوج رسيد واين پايان كار نبود بعداز مدتي نامه هاي موقتي براي مهاجرين اردوگاه بردسير كرمان صادر شد به مقصد بدترين شهرستان هاي ايران يعني بم وكهنوج وجيرفت كه شما تا فلان مدت وقت داريد كه اردوگاه را تخليه كنيد ويا كه طرد مرزتان مي كنيم.

بيچاره مردم مهاجر كه پول اجاره كردن منزل در شهر ها را نداشتند مجبور شدندكه سختي ها را تحمل كنند ولي يك روز فرماندار شهرستان بردسير با مامورين وحكم دادستاني چهار روزبه  مردم   مهاجر مهلت دادند تا اردوگاه را تخليه سازندوبلاخره تصميم گرفتند كه به افغانستان برگردند بدون اينكه هيچ گونه حامي و پشتباني داشته باشند با همكاري سازمان ملل به افغانستان ودر هرات در كمپ انصار آن شهر ساكن شدند واز آنجايي كه تمام زير ساختهاي ولسوالي سوزمه ٌلعه توسط غفار پهلوان معاون جنرال دوستم تخريب شده واز باغها وزمينهاي اين مردم اثري نيست مردم جاي زندگي كردن را ندارند ابتداقرار شد اين مهاجرين در مر كز ولايت سرپل اسكان داده شوند ولي نمي دانم كه به چه دليل اين طرح لغو شد. ومهاجرين درمحل اسپند ساي ولسوالي سوزمه قٌلعه اسكان داده شدند در اين هواي گرم زير يك لايه چادر وبدون آب اشاميدني آنها ازابتدايي ترين امكانات زندگي برخودار نيستد آنها نه پول دارند ونه فرد قدرتنمدي كه براي آنان خدمت كند قدرتمندان وسياستمداران ما هم كه مسابقه خوش خدمتي آمريكارا در پيش گرفته اند وملت بيچاره خودرا فراموش كرده اند رييسان ما هركدام خواب رييس جمهور شدن مي بينند ولي چهار صد خانوار در آن دشت در حال مردن وتلف شدن هستند.

كرزي صاحب مي دانم كه وقت خواندن افغان پيپر را نداري ولي يارانت براي تفريح هم كه شده شايد يك نگاه بكنند وبخوانند كه بر سر اين مهاجرين چه آمده است ملتي كه پنجصد شهيد براي اسلام و وطن نقديم نموده و23 سال مهاجر بوده حقش اين نيست كه در يك جاي كه حيوانات هم نمي توانند در آنجا زندگي كنند زندگي نمايند.
                                       بني آدم اعضاي يك ديگرند
                                                                         كه در آفرينش زيك جوهرند
                                       چوعضوي بدرد آرد روزگار
                                                                          ديگر عضو هارا نماند قرار

عبدالقادر ـ سوزمه قلعه

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

باز هم دستگیری
این روزها مقامات افغانستان شدیدا درگیر مشکلات مربوط به انتخابات هستند اما بی خبر از اتفاقاتی که بر سر افغانها می آید.

این روزها مقامات ایرانی اقدام به دستگیری گروهی افغانها از همه مناطق کرده اند.

چه کنیم که به قول وزیر مهاجرین خودمان سنگینی مارا زمین برمیدارد و روزی ما را هم خدا می دهد.

از کشتارگاه ها تا ساختمان های نیمه کاره -همه جا را در ‍پی افغانها زیرو رو می کنند.

مقامات آگاه باشید.


نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

کاندیداتور برتر کیست؟
به نظر شما کاندیداتور برنده در این انتخابات کیست؟

افغانستان در آستانه تحولی تاریخی.

شرکت در انتخابات یک وظیفه و یک امر واجب برای هر افغان می باشد.

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

همایش عدالت - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

سخنرانی در همایش عدالت - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران - تاریخ دقیق همایش مشخص نیست، اما به احتمال در سال 1386 برگزار شده است. موضوع سخنرانی عدالت با تکیه بر مسأله عدالت در مورد افغان‌های مقیم ایران است که از روزنامه هم‌میهن با واسطه از وبسایت آژانس خبری افغان ایرکا (afghanirca) نقل می شود.

زمانی که از من خواسته شد در این همایش سخنرانی کنم تصورم بر این بود که چیزی برای گفتن درباب عدالت ندارم. به میزبان همایش گفتم من واقعا چیزی درباره عدالت نمی‌دانم. از او اصرار و از من انکار که حرفی برای گفتن ندارم. 
به هر حال دعوت او را پذیرفتم و محتوای بحث را به دست تصادف سپردم. خاطرات دو سه هفته اخیر را که با خود مرور می‌کردم دیدم شاید بهتر آنست که درباره تجربه شخصی خودم در باب عدالت سخن بگویم. 

چندی پیش با یکی از دانشجویان افغانی به نمایشگاه کتاب رفته بودم. در حین صحبت با او متوجه شدم که هرچه صدایش می‌کنم چیزی نمی‌شنود. از او پرسیدم چرا جواب نمی‌دهی؟ گفت مرا به اردوگاه افغان‌ها برده‌اند و مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌ام به همین جهت نمی‌توانم خوب بشنوم. 
با خود فکر کردم که این دوست عزیز من شیعه است و دانشجوی شیعه افغانی را گرفته‌اند و هر چه کارت‌های مربوطه را نشان داده وقعی ننهاده‌اند و او را به اردوگاه برده‌اند و پس از یک روز رهایش کرده‌اند. اینجا بود که موضوع بحث امروز خود را پیدا کردم. یاد حرف کوندرا در کتاب «‌جهالت‌» افتادم.


در ابتدای این کتاب کوندرا از شخصیتی صحبت می‌کند که از خانه خارج می‌شود، می‌جنگد، به تبعید‌گاه می‌رود و زن او در خانه در محاصره خواستگارانی قرار می‌گیرد که هر روز منتظرند او یکی از آنها را انتخاب کند. زن روزها چیزی را می‌بافد و شبها آن را باز می‌کند چراکه به خواستگاران قول داده هرگاه بافتنی او تمام شود یکی از آنان را به عنوان همسر خویش انتخاب کند. 
با این حال زن هنوز معتقد است که مرد او باز خواهد گشت. پس از مدتی مرد بر‌می‌گردد و خواستگاران زنش را می‌کشد و با اجتماع اطراف خود آشتی می‌کند. در اینجا کوندرا ایده به خانه باز‌آمدن را مطرح می‌کند. بخش زیادی از فلسفه، متافیزیک غربی، رمان و ادبیات، ماجرای به خانه باز آمدن است. در هگل روح سفری را آغاز می‌کند و سپس مانند قهرمان داستان کوندرا باتجربه‌تر به خانه باز می‌گردد. 
یا در بسیاری از رمانها معمولا قهرمان سفری را شروع می‌کند و با تجربیات بیشتری به خانه باز‌ می‌گردد. اما در ادامه کتاب جهالت که تازه قصه کوندرا شروع ‌می‌شود داستان اینگونه ادامه نمی‌یابد. پیشتر کوندرا در کتاب «‌سبکی تحمل‌ناپذیر هستی‌» نیز این تم را دنبال کرده بود: هنگامی که قهرمان داستان (‌ترزا) به زوریخ می‌رود، فضای آنجا را تاب نمی‌آورد و به چکسلواکی بر‌می‌گردد. 
یعنی کوندرا در کتاب اول خود «‌به خانه باز‌آمدن‌» را طبق همان سنت قبلی ادامه می‌دهد اما در کتاب جهالت زمانی که داستان شروع می‌شود و جلو می‌رود می‌بینیم قهرمان کتاب که پس از آزادی چکسلواکی و فروپاشی کمونیسم به کشور خود باز می‌گردد، دیگر احساس در خانه بودن نمی‌کند. وقتی که شرایط را تغییر یافته می‌بیند؛ پدرش مرده، برادر بزرگش ضعیف شده و .... حس می‌کند که اینجا دیگر خانه او نیست. 
زن داستان هم که از فرانسه برگشته (‌و این دو قبلا در جوانی عاشق هم بوده‌اند و همدیگر را پس از مدتها ملاقات می‌کنند) در پایان داستان به فرانسه باز خواهد گشت. بنابراین سوال اینست که خانه کجاست؟ 

برای یک افغانی خانه کجاست؟ آیا بنا به تصوری متافیزیکی باید به خانه خود، یعنی افغانستان، برگردد؟ یا اینکه در عصر جدید وضع به گونه‌ای دیگر است. اصلا به عصر جدید هم کاری نداریم. در اسلام هم خانه‌ به این معنا وجود ندارد. همه جهان خانه ماست به خصوص که ما در مورد یک کشور برادر دینی صحبت می‌کنیم.

ما از افغانی‌هایی که بعد از جنگ به ایران آمدند استقبال خوبی به عمل نیاوردیم. استقبال ما عادلانه نبود. شاید غربی‌ها به مراتب بهتر از آنها استقبال کردند. ما از کسانی که شیعه بودند یا سنی یا مسلمان و هم‌کیش و مهم‌تر از آن هم‌زبان حتی به اندازه غربی‌ها استقبال نکردیم. 
یادم هست اوائل که افغانی‌ها آمده بودند اسطوره‌هایی درباره آنها رواج داشت از جمله اینکه اینها جیب‌برند، سر می‌برند، هم‌جنس‌بازند و از این قبیل افسانه‌ها. اما به هر رو اینها به اینجا آمدند، ازدواج کردند، حتی با ایرانی‌ها وصلت کردند و ایران به خانه آنها مبدل شد.

متاسفانه در طول یک ماه اخیر زمانی که رفتاری خشونت‌آمیز در اخراج افغان‌ها شروع شد، آنها به نحوی از انحاء احساس کردند جایی که بدان پناه آورده‌اند و شاید حتی خانه خود می‌دانند به شدت مورد بی‌عدالتی قرار گرفته است. افغان‌ها در ابتدای ورود به ایران و در طول جنگ ایران و عراق به ما کمک کردند. پس از جنگ به جرات هشتاد درصد ایران را افغان‌ها ساختند
. کارگر ایرانی تنبل‌تر از آن بود که در امور عمرانی و غیر آن بتواند اینچنین به بازسازی کشور مشغول شود. به همین تهران خودمان که نگاه کنید تمام ساختمان‌ها با نیروی کار کارگر افغانی ساخته شده‌اند. و خب پاسخ همه اینها با بی‌عدالتی همراه بوده است.

ممکن است گفته شود که مسائل امنیتی در میان است. من این سخن را می‌پذیرم اما اکثر افغان‌هایی که در ایرانند مخالف همان القاعده‌ای هستند که ما هم مخالف آنیم. یعنی حتی اگر پای مسائل امنیتی وسط باشد باید عادلانه‌تر برخورد کرد. نیازی به این همه خشونت و تشکیل اردوگاه و زندانی کردن و اخراج نیست. 
یادم هست وقتی از چند افغانی‌ پرسیدم اگر طالبان مجددا در افغانستان پیروز شود شما چه خواهید کرد؟ پاسخ داد: زمانی که آنجا بودیم و طالبان در راس حکومت بود، با چاقوی کند سر ما را بریدند. اما اگر باز هم چنین اتفاقی رخ دهد ما احتمالا تا مرز ایران خواهیم جنگید و از برادران ایرانی‌مان می‌خواهیم که به ما کمک کنند. 
می‌دانید بعضی کلمات هست که باید زمان بگذرد تا در لحظه‌ای خاص معنای خود را پیدا کند. وقتی آن افغانی به من گفت منتظر برادران ایرانی‌ می‌مانیم، در آن لحظه احساس کردم که کلمه برادر معنای خود را برای من پیدا کرده است. بگذارید شرایط امروز افغانستان را مرور کنیم. اتفاقی که الان در افغانستان افتاده جالب است. می‌دانید که کرزی به همراه عده‌ای دموکرات و بوروکرات تحصیلکرده افغانی قدرت را در دست گرفته ‌است. 
بسیاری از پروژه‌هایی که سازمان ملل متحد داده بود و بنا بود که به نفع همه مردم افغانستان اجرا شود در دست این افراد بود و اینها شاید بنا به عادت مذموم شرقی پروژه‌ها را زودتر تمام کردند و پول را بالا کشیدند و بعضی به کشورهای غربی رفتند و در نتیجه همچنان افغانستان از پروژه‌های ناتمام است. اما نکته جالب اینست که اگر به صحنه روشنفکری افغانستان نگاه کنید اتفاقا آن کسانی که در ایران بوده‌اند (تحت تاثیر افکار و جریان‌هایی که در ایران باب شده بود) الان به نوعی رهبری روشنفکری افغانستان را در دست گرفته‌اند؛ همان افرادی که وقتی در ایران بودند ما چندان توجهی به آنها نداشتیم و تازه هنگامی که طالبان سقوط کرد، به سراغ آنها رفتیم و به دانشکده‌ها از جمله همین دانشکده علوم اجتماعی آوردیمشان. 
اکثر نیروهای فکری جامعه افغانی در دست کسانی است که به شدت متاثر از حال و هوای ایران هستند در نتیجه ما یک هژمونی قدرتمندی به دست همان افغان‌هایی که در ایران بوده‌اند ساخته‌ایم. 
حال آیا لازم است که با این همه خشونت رفتار کنیم و آنها را به اردوگاه بفرستیم و رفتاری انجام دهیم که شایسته نیست. سپس در اینجا بنشینیم و درباره عدالت و ریشه‌های آن در سنت و عصر جدید بحث‌های انتزاعی کنیم. آیا این رفتاری که ما می‌کنیم رفتاری است که با این حرف‌های فلسفی سازگار است یا اینکه این رفتار نشان‌دهنده اندیشه ما است؟ 
آیا ما به این همه بحث درباره عدالت عمل می‌کنیم یا اینکه اصلا عصر جدید عصری است که همه سخنان جذاب می‌گویند ولی در عمل کسی چون سارکوزی آمده که سیاهان و آسیایی‌ها را بیرون کند؟ و ما هم می‌خواهیم افغان‌ها را اخراج کنیم؟ 

بنابراین بسیاری از پرسش‌های نظری در عمل جواب خود را پیدا می‌کند و من امیدوارم که حداقل این حرف‌هایی که در باب عدالت خوب خودمان در برابر عدالت بد غربی می‌زنیم در رفتارمان با کسانی که سالها به ما کمک کرده‌اند جلوه کند. بنابراین سخنرانی خود را به دانشجویان افغانی این دانشکده تقدیم می‌کنم و امیدوارم این سخنرانی ادای دینی باشد به آنها که به ایران علاقمندند و عاشق این کشورند؛ متاثر از فرهنگ ایرانند، بعضی‌شان حتی در قم تحصیل می‌کنند. بنابراین گمان می‌کنم بتوانیم با آنها رفتار مهربان‌تری داشته باشیم

بابراین حرف‌های خود را اینگونه به پایان می‌برم؛ عدالت مساله‌ای نیست که فقط درباره آن فلسفه‌بافی کنیم. عدالت مساله‌ای نیست که ساعتها درباره آن بحث انتزاعی کنیم. عدالت مساله‌ای نیست که بر مبنای آن غرب را متهم کنیم آن هم درست هنگامی‌که با مردمانی که به ما پناه آورده‌اند اینگونه برخورد می‌شود و کسانی که در جمهوری اسلامی متولد و بزرگ شده‌اند در چنین وضع اسفباری به سر می‌برند. 
مهم نیست که چه تعریفی از عدالت می‌کنیم بلکه مساله بر سر تحقق عدالت است. مهم آنست که عدالت را با هر تعریف و هر منشایی متحقق کرد تا بتوان از خشونت ناشی از نابرابری‌های اجتماعی و ابزارانگاشتن انسان‌های دیگر جلوگیری کرد. 
باید متوجه باشیم که زمان به نفع ما نمی‌گذرد. هر چه بیشتر به بخشی از جامعه توجه کنیم مجبوریم جای دیگری را با خشونت رها کنیم. چنانکه گفتم در برزیل در جنگ داخلی دهه 60 و 70 پولدارها ازطریق پلیس خصوصی و پول هنگفتی که صرف کردند توانستند خود را حفظ کنند اما قشرهای دیگر در معرض خشونت باقی ماندند.
امیدوارم مسولان متوجه شوند که حتی اگربرای این برادران امنیت اجتماع را به خطر انداخته‌اند، اینگونه طرح‌های کوچک شبانه پاسخگو نیست و طلیعه بسیار شومی است برای آینده.

منبع: http://www.afghanirca.com/news/?id=1693

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

خامنه ای را استیضاح کنید
بنا بر نص صریح قانون اساسی وگفته ها و نوشته های آيت الله خمينی، مردم می توانند در خواست برکناری آيت الله خامنه ای را بکنند
 
 .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

کشته شدن شخصی که آرای موسوی را به او گفته بود

عسگری، همان کسی که آرای 19 میلیونی موسوی رو لو داده بود،در تصادف ساختگی رانندگی کشته شد


به نوشته سعید کمالی در تهران، بنا بر گزارشهای تائید نشده، مردی که نتایج واقعی انتخابات (همان آماری که نشان میدهد احمدی نژاد در مقام سوم قرار دارد)  را از وزارت کشور  به بیرون درز داده بود در یک تصادف مشکوک کشته شد.
محمد عسگری که مسئول امنیت شبکه تکنولوژی اطلاعاتی
IT  وزارت کشور بود روز کذشته در تهران کشته شد. بنا بر گزارش عسگری نتایجی را به بیرون درز داد که نشان میداد در انتخابات با استفاده از  نرم افزار جدیدی توسط دولت، آرا دریافتی از شهرستانها  تغییر  داه میشد. گزارش نشان میداد که موسوی با 19 میلیون رای برنده انتخابات میباشد.

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

عکسی که 25 سال سانسور شد...

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:” 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه.” کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.

درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.”( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)

نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:”بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو ميكنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است.”(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)

قطب زاده دردادگاه پرسيده بود:”روشنفکران و روحانيانی که بنيادگذار انقلاب بودند کجا هستند؟ آيا حتی يک تن از آنها در کاری هست؟ اينها که امروز بر کارند در جريان انقلاب چه می کردند؟”(ایستاده بر آرمان،ص ۲۷)

پی نوشت۱: آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت کرد و به صف حکومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاک توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محکوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن کشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد...

منبع نقل قول ها: کتاب ایستاده بر آرمان، روایت فروپاشی یک انقلاب،علی غریب، انتشارات انقلاب اسلامی،دی ۸۵

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

بيانيه ي جمعي ديگر از استادان شاخص حقوق و وكلاي دادگستري - به خشونت عليه مردم پايان دهيد ( مير حسين
  • بيانيه ي جمعي ديگر از استادان شاخص حقوق و وكلاي دادگستري - به خشونت عليه مردم پايان دهيد ( مير حسين موسوي )

  • جمع دیگری از حقوقدانان به بیانیه محکومیت برخوردهای خشونت آمیز با اعتراض های مردمی پیوستند و لیست امضا کنندگان بیانیه کماکان در حال افزایش است.

    بیانیه جمعی از استادان شاخص حقوق و وکلای دادگستری در محکومیت برخورد های خشونت آمیز و غیر مسوولانه با اعتراض های مردمی به این شرح است: 

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به خشونت علیه مردم پایان دهید!

    برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 1388، به دلیل شک و تردیدهای مطرح در رعایت اصول و قواعد انتخابات آزاد و منصفانه، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی را به همراه داشت. متأسفانه رویارویی خشونت آمیز و غیرقانونی با این حرکت، کشور ما را در فضایی آکنده از خشونت و ارعاب فرو برد. در این روزها انبوهی از اقدامات خشونت آمیز و غیرمسوولانه در رویارویی با اعتراض های مردمی، امنیت، جان و مال مردم را شدیدا به مخاطره انداخته است که موارد زیر تنها گوشه ای از آنهاست:

    • - تیر اندازی به سوی مردم بی پناه و کشتن شماری از آنها
    • - عدم اعلام نام و مشخصات مجروحان و بی اطلاعی و سرگردانی خانواده های آنان
    • - دستگیری های گسترده جوانان این مرز و بوم و بی اطلاع نگاه داشتن خانواده های دستگیرشدگان از وضعیت آنها
    • - ضرب و جرح وحشیانه و غیر قانونی به بهانه برقراری نظم و امنیت
    • - تخریب اموال عمومی
    • - ورود غیرمجاز به اماکن مسکونی
    • - تجاوز به حریم مقدس دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویی شهرهای مختلف کشور به ویژه کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان
    • - مداخله نیروهای بی نام و نشان و لباس شخصی به بهانه استقرار نظم و استفاده از انواع ابزارها و روشهای نامتعارف
    • - سکوت شگفت انگیز و غیر مسوولانه صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی در برابر اعتراض میلیونی مردم و تحریف وقایع که بر خلاف وظیفه قانونی اطلاع رسانی صحیح آنها بوده و همزمان تحریک احساسات و تشدید خشونت در فضای ملتهب جامعه
    • - برقراری محدودیت های گسترده، پیوسته و توجیه ناپذیر و اخلال در امکانات ارتباطی و مخابراتی در پوشش ظواهر قانونی

    ما گروهی از حقوقدانان و استادان حقوق دانشگاه های تهران ضمن همدردی با خانواده های داغدیده و آسیب دیده و تاکید بر پیگیری جدی خواسته ها و مطالبات مردمی از راه های مسالمت جویانه، از تمام مقامات و نهادهایی که به موجب قانون اساسی و قوانین عادی وظیفه صیانت از حقوق و آزادیهای شهروندی را بر عهده دارند می خواهیم تا هر چه سریعتر به این اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز پایان داده و به خواسته های مشروع و بحق مردم توجه کنند. بدیهی است در صورت عدم اقدام عاجل، در پیشگاه خداوند متعال و مردم مسوول خواهند بود. بی شک بستن مجاری قانونی برای اعمال و استیفای حقوق ملت راه حل مشکلات نیست، باید صدای دادخواهی مردم را شنید و به خواستهای بحق آنان گردن نهاد. 

    • 1. دکتر ناصر کاتوزیان (دانشگاه تهران)
    • 2. آیت الله دکترسید مصطفی محقق داماد (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 3. دکتر هدایت الله فلسفی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 4. دکتر محمدعلی اردبیلی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 5. دکتر سید محمد هاشمی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 6. دکتر محمود آخوندی
    • 7. دکتر رضا نوربها (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 8. دکترعلی حسین نجفی ابرندآبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 9. دکتر ابراهیم بیگ زاده (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 10. دکتر اردشیر امیرارجمند (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 11. دکتر امیر حسین آبادی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 12. دکنر محمد راسخ (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 13. دکتر سید محمد قاری سید فاطمی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 14. دکتر محمد جعفر قنبری جهرمی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 15. دکتر محمد حسین زارعی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 16. دکتر میر قاسم جعفرزاده (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 17. دکتر علی صفاری (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 18. حجت الاسلام دکتر رحیم نوبهار (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 19. دکتر هادی وحید (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 20. دکتر امیر نیکپی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 21. دکتر رضا اسلامی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 22. دکتر اسد الله یاوری (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 23. دکتر هومن موثق (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 24. دکتر صابر نیاورانی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 25. مهدی مختاری (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 26. دکتر مهدی هداوند (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 27. دکتر محسن عبد اللهی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 28. دکتر محمد حسین رمضانی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 29. دکتر علی اکبر گرجی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 30. دکتر محمدعلی بهمئی (دانشگاه شهید بهشتی)
    • 31. دکتر سید حسین صفایی (دانشگاه تهران)
    • 32. دکتر عزت اله عراقی (دانشگاه تهران)
    • 33. دکتر یوسف مولایی (دانشگاه تهران)
    • 34. دکتر فیروز محمود (دانشگاه تهران)
    • 35. دکتر رنجبریان (دانشگاه تهران)
    • 36. دکتر عباس شیری (دانشگاه تهران)
    • 37. دکتر محمد تقی رفیعی (دانشگاه تهران)
    • 38. دکتر محمد رضا ضیایی بیگدلی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 39. دکتر محمد رضا پاسبان (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 40. دکتر جواد کاشانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 41. دکتر علی تقی زاده (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 42. دکتر رضا ولویون (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 43. دکتر همایون حبیبی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 44. دکتر سید قاسم زمانی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 45. دکتر سید منصور میر سعیدی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 46. دکتر حسین غلامی دون (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 47. دکتر خیرالله هرمزی (دانشگاه علامه طباطبایی)
    • 48. دکتر علی نجفی توانا (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 49. دکتر عیسی امینی (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 50. دکتر مجید عباس آبادی (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 51. دکتر بهشید ارفع نیا (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 52. دکتر داریوش اشرافی (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 53. دکتر محسن بهشتیان (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 54. دکتر مجید پوراستاد (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 55. دکتر حیدر حسن زاده (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 56. دکتر مجید عباس آبادی (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 57. دکتر عیسی امینی (دانشگاه آزاد اسلامی)
    • 58. دکتر کامران آقایی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
    • 59. دکتر محمد جلالی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
    • 60. دکتر علیرضا آذربایجانی (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
    • 61. دکتر محمد رضا ویژه (وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه)
    • 62. دکتر جعفر حبیب زاده (دانشگاه تربیت مدرس)
    • 63. دکتر محمود صادقی (دانشگاه تربیت مدرس)
    • 64. دکتر محمد فرجیها (دانشگاه تربیت مدرس)
    • 65. دکتر ستار زرکلام (دانشگاه شاهد)
    • 66. دکتر شاهپور منوچهری (وکیل دادگستری)
    • 67. دکتر رضا تمدن (وکیل دادگستری)
    • 68. دکتر حمید جلیل زاده خویی (وکیل دادگستری)
    • 69. سید احمد سعادت (وکیل دادگستری)
    • 70. علی کاکاافشار (وکیل دادگستری)
    • 71. اسماعیل مصباح اسکویی (وکیل دادگستری)
    • 72. محمدباقر میرسراجی (وکیل دادگستری)
    • 73. رضا آشوری (وکیل دادگستری)
    • 74. محمد فرض پور عاکیانی (وکیل دادگستری)
    • 75. جهانگیر مستوفی (وکیل دادگستری)
    • 76. خانم بتول کیهانی (وکیل دادگستری)
    • 77. خانم صدیقه حجت پناه (وکیل دادگستری)
    • 78. مجتبی پویا (وکیل دادگستری)
    • 79. مرتضی کاویانی (وکیل دادگستری)
    • 80. شهلا موسوی (وکیل دادگستری)
    • 81. صالح نیک بخت (وکیل دادگستری)
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    مقاومت مردم شجاع ایران حقایق را برای جهانیان آشکار کرد - فیلم
    برای دریافت فیلم اینجا را کلیک کنید

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    گزارشی از شکنجه در وزارت کشور !
    دوشنبه 1 تیر ماه سال 1388 ساعت 11:25 AM

    در گوانتاناموی وزارت کشور چه گذشت

    روزآنلاین، سامان رسول پور : حضور یک روزه ی ما در منفی چهار وزارت کشور، بدترین روز زندگی مان بود که هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد. یکی از ماموران که به محوطه ی زیرزمینی آمده بود، می گفت اینجا از گوانتانامو هم هزاربار بدتر است". این بخشی از اظهارات تکان دهنده  یک فعال دانشجویی است که چند شب پیش در کوی دانشگاه بازداشت و به همراه سایر دانشجویان در زیر زمین وزارت کشور، تحت شدیدترین شکنجه ها و آزارهای جنسی قرار گرفته است.
    این دانشجو که برای رعایت مسائل امنیتی از ذکر نامش خودداری کرده، مشاهداتش را چنین تعریف کرده است: "ما در یک گروه ۴۶ نفره توسط یک مینی بوس به زیرزمین وزارت کشور انتقال پیدا کردیم. در داخل مینی بوس چشم دانشجویان بسته شد. روی صندلی هایی نشانده شدیم که بر قسمت بالای صندلی سرپوشی حلبی مانند قرار داده شده بود که بالای سر قرار می گرفت. در طول مسیر به طور دائم با باتوم روی این حلبی ها می کوبیدند که صدای وحشتناکی در گوش ما ایجاد می کرد و بدترین نوع شکنجه روانی در آن زمان بود. پس از طی مسیر به ناحیه ای رسیدیم که از حرکت چرخشی رو به پایین مینی بوس متوجه شدیم که در حال ورود به یک زیرزمین هستیم. بعدها در زمزمه های ماموران و نیروهای لباس شخصی همراه فهمیدیم که این زیرزمین در وزارت کشور واقع است".
    این دانشجو  در ادامه گفته: "زیرزمین یک محوطه حدودا صد متری بود که کف آن پوشانده از خاکستری سیاه بود که از آن بخار برمی خاست. پس از آنکه به محوطه وارد شدیم مجبورمان کردند روی زمین دراز بکشیم و سپس وادار به غلطیدن روی زمین مان کردند. باید به گونه ای غلت می زدیم که سرمان به پای ردیف بعدی برخورد نکند؛ به محض برخوردی کوچک، با باتوم و لگد بر سر و بدنمان می کوبیدند. دائما می گفتند که "می خواهید انقلاب کنید... " و سپس فحش های هرزه و ناموسی بود که پشت سر هم نثارمان می کردند. برای جمع حدودا پنجاه نفری ما بیش از بیست نیروی گارد و لباس شخصی در این محوطه حضور داشت. در مرحله بعدی، روی زمین نشسته و به طور متناوب به ما دستور نگاه کردن به زمین یا سقف را می دادند. پس از آنکه چند دقیقه ای دستور خیره شدن به زمین به ما می دادند، به ناگهان از پشت با باتوم و لگد بر سر و گردنمان می کوبیدند. یا در حالی که سر ما رو به پایین بود و به زمین خیره شده بودیم، سرباز وظیفه ای که در سنگدلی از ماموران گارد هم بدتر بود، با لگد بر سر برخی دانشجویان می کوبید و می گفت: چرا به زمین نگاه نمی کنی؟!  در حالی که سر همه دانشجویان رو به زمین بود".
    این  دانشجو در ادامه به تشریح نوع دیگری از بدرفتاریهای صورت گرفته می پردازد: "برخورد با دانشجویانی که قصد استفاده از دستشویی داشتند به شدت وحشتناک و غیر انسانی بود. اولا اینکه دستشویی بدون در و پوشش بود و کسی که به دستشویی میرفت در معرض دید بود، ثانیا زمان دستشویی ٣۰ ثانیه بود. پس از تمام شدن سی ثانیه دانشجویان را با غیرانسانی ترین شکل ممکن به بیرون پرتاب می کردند. یکی از رقت بارترین صحنه ها که هرگز از مقابل چشم دانشجویان پاک نخواهد شد، زمانی بود که زمان سی ثانیه یکی از دانشجویان به پایان رسید در این هنگام مامور دستشویی با لگد و درحالی که این دانشجو هنوز عریان بود او را از دسشویی به بیرون پرتاب کرد و به وسط جمع دانشجویان انداخت".
    وی در باره  آزار جنسی دانشجویان بازداشتی هم چنین می گوید: "یکی دیگر از رفتارهای زشت و کثیف با دانشجویان شکنجه جنسی آنها در منفی چهار وزارت کشور بود که زبان از گفتن و بازگو کردن آن شرم دارد. رفتارهای غیرانسانی و شکنجه آمیز به منفی چهار وزارت کشور محدود نبود. پس از انتقال ما به پلیس امنیت نیز شکنجه جنسی به نوعی انجام شد".
    این دانشجو در مورد رفتارهایی که با بازداشتی ها پس از انتقال به پلیس امنیت، انجام شده، چنین گفته است: "هنگامی که به پلیس امنیت آوردن مان، رئیس دانشگاه - دکتر رهبر - به همراه یکی از نماینده های مجلس آمده بود. در حالی که خبرنگارانی برای عکس گرفتن از این حرکت افتخارآمیز! رئیس دانشگاه همراهشان بودند، به هر دانشجو یک تی شرت هدیه دادند! تا لباس های پوشیده از خون دانشجویان در معرض دید مردم قرار نگیرد. سوالی که از ذهن همه ما می گذشت این بود که دکتر رهبر در شب حمله کجا بود و چرا هیچ کاری برای جلوگیری از حمله نکرد؟ تلقی عموم دانشجویان این بود که آمدن رهبر به پلیس امنیت هم حرکتی تبلیغی بود، چون اگر به واقع به فکر دانشجویان بود باید در مقابل حمله به کوی دانشگاه مقاومت می کرد. "

    تحصن و اعتراض ادامه دارد
    با این وجود اعتراضات دانشجویی ادامه دارد ودر حالیکه از سرنوشت دیگر دانشجویان بازداشتی که بیش از چند ماه است در سلول های انفرادی تحت شکنجه و بازجویی قرار دارند، خبری نیست، صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران دیروز وارد چهارمین روز تحصن اعتراضی خود شدند. "اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، و اعتراض به سرکوب وحشیانه تجمعات اعتراضی دانشجویان و مردم ایران، و نیز تهاجم وحشیانه نیروهای انصار حزب الله به کوی دانشگاه تهران" محورهای مورد اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران است.
    این در حالی است که دهها دانشجوی متحصن شب ها را نیز در محل تحصن بسر می برند و هر صبح تعداد دیگری از دانشجویان به آنان می پیوندند و به سردادن شعار می پردازند.
    به گزارش خبرنامه امیرکبیر این "دانشجویان به اظهارات کذب فرهاد رهبر از بلندگوهای ضد ملی صدا و سیما" اشاره دارند و اینکه "رهبر هنوز هم مدعی است که هیچ دانشجوئی تیر نخورده و هیچ دانشجوئی هم کشته نشده است. این در حالی است که دیروز پیکر یکی از دانشجویان کشته شده در واقعه کوی دانشگاه تهران تشییع شد. هم چنین به گفته دانشجویان در حالی فرهاد رهبر ادعا می کند که هیچ دانشجوئی در این واقع تیر نخورده که تنها در بیمارستان شریعتی نزدیک به صد دانشجو بستری هستند که تعداد قابل توجهی از آنان به ضرب گلوله نیروهای لباس شخصی و انصار حزب الله مجروح شده اند".

    دانشگاه نفت دانشگاه نفت نیز روزهای پر التهابی را می گذراند؛ در همین ارتباط انجمن اسلامی این دانشگاه هم در خصوص اوضاع کنونی بیانیه ای صادر کرد که در بخشی از آن آمده: "  امروز صاحبان زر و زور و تزویر آتش بر ملتی گشوده اند که جمهوری اسلامی همه حیثیت و اعتبارش را مدیون آن هاست. امروز جوانان و آینده سازان ایران تنها و تنها به جرم اعتراضی مدنی در خیابان ها به خاک و خون کشیده می شوند. امروز حتی خانه ها هم نا امن اند؛ آن چنان که کوی دانشگاه تهران جولانگاه مزدورانی شد که فاجعه ۱۸ تیر را آفریده بودند اما، فاجعه بامداد ۲۵ خرداد فاجعه ای عظیم تر از فاجعه ۱۸ تیر ۷۸ شده است. حمله دژخیمان به بی دفاعانی که سلاحی جز قلم و گناهی جز اعتراض و تحصن ندارند را به چه چیزی جز وحشی گری می توان تعبیر کرد؟".

    خاک سپاری با حضور مامورین
    به خاک سپاری پیکر مصطفی غنیان، یکی ازنشانه های این "وحشیگری" بود که دیروز در میان تدابیر شدید امنیتی انجام شد. مصطفی غنیان در جریان حمله نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها به کوی دانشگاه کشته شد. او که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران بود، در مشهد به خاک سپرده شد.

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    روز شنبه , آفتاب خونین ترین غروب خود را تجربه کرد.


    click here فیلم کشته شدن یک دختر جوان توسط بسیجی ها شنبه 30 خرداد 1388

    click here کشته شدن یک مردجوان توسط بسیجی ها شنبه 30 خرداد 1388

    گزارش سی .ان.ان:حضور گسترده نظامیان در میدان های انقلاب و آزادی برای بلوکه کردن این میدانها .شلیک گاز اشک آور توسط بسیجی ها.بلوکه بی سابقه رسانه ها.حضور مردم در خیابانها
    اولین فیلم منتشر شده از امروز شنبه 30 خرداد 1388
    فیلم منتشر شده از BBC امروز شنبه 30 خرداد 1388
    مردم شجاعانه مقاومت میکنند
    jminews:درگیری های خیابانی به صورت جنگ و گریز ادامه دارد.لباس شخصی ها مردم را دستگیر و با مینی بوس ها به محل نا معلومی میبرند.گفته میشود بیش از ۵۰۰ تن دستگیر شده اند.موسوی در صحنه است.مقاومت شجاعانه مردم ادامه دارد.به گفته سی ان ان (تایید نشده )۲ نفر کشته شده اند

    آژانس خبری کوروش: فوری: بنا به اخبار رسیده میرحسین موسوی در میان مردم و در ابتدای خیابان جیحون در حال سخنرانی است
    انفجار تروریستی در حرم امام خمینی(ره)
    • ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
    یک فرد تروریست که بمبی را به حرم امام خمینی (ره) منتقل کرده بود، بر اثر انفجار بمب کشته شد.

    به گزارش خبرنگار سیاسی فارس، بر اثر انفجار این بمب در کفشداری صحن شمالی حرم، فرد تروریست کشته و دو تن از هموطنانمان مجروح شدند.

    گزارش لحظه به لحظه از تهران 1


    آژانس خبری کوروش: بنا بر گزارش دریافتی از تهران علیرغم جلوگیری گارد ویژه، در مقابل دانشگاه تهران و ورودی شمال و شرق میدان آزادی مردم فشار می آورند تا سد مأموران را بشکنند.مأموران انتظامی به مردم می گویند تا بسیج حمله نکرده است متفرق شوند. اما فشار جمعیت بیشتر می شود. لباس شخصیها با چماق در خیابان کلهر و جمال زاده هستند

    تداوم اعتراض‌ها و حضور گسترده نیروهای امنیتی


    از تهران خبر می‌رسد که به رغم حضور چشمگیر نیروهای امنیتی در سطح شهر، گروهی از معترضان به روند انتخابات، در حوالی میدان انقلاب دست به تجمع زده‌اند.گزارش یک شاهد عینی حاضر در حوالی میدان انقلاب حاکی است که هم اکنون پیاده‌روی دو سوی خیابان انقلاب در نزدیکی میدان انقلاب مملو از جمعیت است و نیرو‌های امنیتی موتورسوار در این خیابان در حال تردد هستند. همچنین بر اساس گزارش‌های غیررسمی دیگر به نقل از شاهدان عینی، نیروهای امنیتی با استقرار ماشین‌های آب‌پاش در سطح شهر، برای مقابله با هر گونه تجمع احتمالی در آماده‌باش هستند.شاهدان عینی همچنین می‌گویند که شمار زیادی از لباس‌شخصی‌ها و نیروهای یگان ویژه از خیابان آزادی تا تقاطع خیابان‌های انقلاب و حافظ به چشم می‌خورند.همچنین گفته می‌شود که برخی نیروهای سپاه پاسداران در لباس‌های رسمی این ارگان و با در دست داشتن باتوم‌های برقی، در حوالی چهارراه ولی عصر تهران، در آماده باش هستند.



    تجمع مردم در در مقابل دانشگاه تهران / پست های ایست و بازرسی در مبادی ورودی تهران /همراه گزارش تصویری




    آژانس خبری کوروش: بنا بر گزارش دریافتی از تهران علیرغم جلوگیری گارد، در مقابل دانشگاه تهران و ورودی شمال و شرق میدان آزادی مردم فشار می آورند تا سد مأموران را بشکانند. از تهران گزارش میشود که نیروهای کودتا در تمام نقاط و گوشه کنار حضور دارند، این نیروها شامل نیروهای با اونیفرم و نیروهای بسیج و نیروهای لباس شخصی میباشند. طبق یک گزارش تایید نشده نیز جمعیت زیادی از مردم سراسر کشور عازم تهران هستند که در این اجتماعات شرکت کنند. بر پایه همین گزارش نیروهای سرکوب گر به استقرار پست های ایست و بازرسی در مبادی ورودی به تهران اتوبوسها و اتومبیل ها را متوقف و افرادی را از ورود به تهران منع و گروهی را نیز بازداشت می کنند. گزارش دقیق تری از آنچه در حال وقوع است دریافت نشده است اما به محض وصول این گزارشات آنرا منتشر خواهیم کرد

    pek iran:تلويزيون ایران به نقل از موسوی و کروبی اعلام کرده که راهپیمایی امروز لغو شده .این خبر تلویزیون جمهوری اسلامی در حالی پخش ميشود که کروبی و موسوی در سايتهای نزديک به خود بر پابرجا بودن راهپيمائی تاکيد کرده اند.
    سايت مير حسين موسوی در فيس بوک ، امروز 3 ساعت پيش:
    روز حساس و سرنوشت سازیست، به هیچ شایعه ای مبنی بر کنسل شدن توجه نکنید ... اخبار موثق به اطلاع خواهد رسید... ساعت 4 میدان انقلاب همچنان پابرجاست
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    حقیقت چیست؟
     

    این خبرها از ستاد آقای مهدی کروبی آمده است :

    1 – از امروز در سراسر کشور برای شروع اعتراضات مدنی و مردمی "همگی" تا اطلاع ثانوی لباس مشکی به تن کنید .

     

     

    2 - اطلاعاتي كه کارمندان وزارت کشور مخفيانه ارسال كرده اند:

     

     افراد واجد شرایط رای: 49322412

     افراد شرکت کننده در انتخابات: 42026078

     تعداد آرای باطله: 38716 1

     میرحسین موسوی خامنه 19075623

     مهدي کروبی 13387104

     محمود احمدی نژاد 5698417

     محسن رضایی میرقائد 3754218

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------

     


    سایت امروز در تهران: این اخبار را به هر نحو که می توانید منعکس کنید: 1- اکثر مجروحانی که در حادثه کوی دانشگاه وضعیت بدی داشتندً از ناحیه سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بودند. 2- تقریباً تمامی کشته شدگان حوادث اخیر از ناحیه سر و بالاتنه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. این امر حاکی از آن است که شلیک کنندگان به سوی دانشجویان و مردم یا لباس شخصی های مسلح بوده اند زیرا نیروی انتظامی آموزش دیده در برخورد با تظاهرات دستور به شلیک تیر هوایی یا در شرایط حاد دستور به هدف گرفتن پایین تنه تظاهر کنندگان را دارد و یا اگر نیروی انتظامی بوده اند دستور کشتار تظاهر کنندگان را داشته اند. 3- پزشکان بیمارستان رسول اکرم با مشاهده مقتولین به اعتراض دست از کار کشیده و با صدور بیانیه ای افشا کرده اند که مقتولین حوادث اخیر که همگی از ناحیه سر و بالاتنه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. 4- به پزشکان بیمارستان رسول اکرم دستور داده شده است که علت مرگ مقتولین حوادث اخیر را مرگ بیمار در زیر عمل جراحی بنویسند. 5- دکتر ولایتی کلیه رؤسای دانشگاه های پزشکی را در جلسه ای دعوت کرده و طی تحلیلی به ایشان گفته است. نظام از آغاز تا کنون مراحل حساسی را با موفقیت پشت سر گذاشته است. مرحله حذف شریعتمداری، ما جرای بنی صدر،ماجرای آیت الله منتظری، 18 تیر و اکنون تصمیم دارد که این مرحله را با قاطعیت پشت سربگذارد. وی سپس رؤسای دانشگاه های پزشکی حاضر در جلسه را تهدید کرده است که اگر با تحصن و یا اعتصاب های احتمالی استادان و پزشکان در بیمارستان ها و دانشکده های تحت مدیریت خود قاطعانه عمل نکنند با آنها برخورد خواهد شد.
     
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    صحنه هایی که در اردوگاه دیده بودم دیروز در میدان ولیعصر دیدم.
    ننگ بر تو  احمدی نژاد خونخوار -

     تو که خود را مردم سالار میدانی.تو که خود را حامی مردم میدانی.

    دیروز من در میدان ولیعصر تهران صحنه هایی را مشاهده کردم که خودم حیرت زده شدم.

    نیروی ناجا و انتظامی همه مردم را از دم باتون میگذراندند.برایشان مهم نبود شخصی را که مورد حمله قرار میدهند پیر است یا جوان مرد است یا زن.

    ننگ بر تو ای خونخوار زمانه تو که حتی به مردم خودت هم رحم نداری. تو که جز خرافات و دروغ چیز دیگری نداری.

    ۲۴-۰۳-۱۳۸۸

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    نگرانی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان از بازداشت افغانها در ایران

    وزارت امور خارجه با ابراز نگرانی از بازداشت پناهجویان افغان در ایران می گوید که بررسی ها دراینباره آغاز شده است.
    گزارشها میرسانند که پولیس ایران 3 افغان را در اقدام دست داشتن در ناآرامی های شهر زاهدان بازداشت کرده است.
    یک دادگاه شهر زاهدان می گوید که آنان 58 ایرانی و 30 افغان را به اتهام به کارگیری خشونت، آتش افروزی و سرقت بازداشت کرده اند.

    دادگاه زاهدان می گوید که افغان های بازداشت شده به ایجاد آشوب و شرکت در اغتشاش متهم هستند. در همین حال وزارت امور خارجه کشور می گوید که به سفارت کشور در ایران دستور داده است تا این موضوع را بررسی نماید و به وزارت امور خارجه اطلاع دهد.
    احمد ظاهر فقیری، سخنگوی وزارت امور خارجه می گوید که ما پیوسته تلاش خود را خواهیم کرد. هنوز زود است که راجع به این موضوع نظر دهیم چرا که ما به جزئیات قضیه هنوز دسترسی نداریم.

    از سوی دیگر کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان می گوید که اگر بازداشت شدگان پناهجویان ثبت نام شده باشند و به آنان اتهام وارد شده باشد سازمان ملل متحد برای رهایی آنان تلاش خواهد کرد.
    نادر نادری، سخنگوی کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان بیان می کند که اگر تعدادی از افغانها به شکل مظنونین دستگیر شده باشند، حقیقت یابی و بررسی این موضوع ضروری است. اگر بی گناه باشند باید رهایی آنان صورت بگیرد.

    این درحالی است که هفته پیش وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد که اسناد و شواهدی در دست دارند که برخی از نیروهای خارجی در افغانستان در سازمان دهی انفجار شهر زاهدان که 25 کشته و 140 زخمی بر جای گذاشت دست داشته اند.
    این گفته ها سیاستی است جهت وارد آوردن فشار به دولت افغانستان در قبال مهاجرینی که به طور قانونی در این کشور زندگی می کنند.

    گفتنی است که هم اکنون بیش از 3 میلیون پناهجوی افغان در کشورهای ایران و پاکستان زندگی می کنند.

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

     

    دوستان گرامی مطلب فوق را مطالعه نمایید و خودتان پاسخ این اهانت بزرگ را بدهید . پاسخها بدون محدودیت منتشر خواهد شد.

     

    خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: اجتماعي - شهري

    آنها كابل را با تهران مي‌شناسند، ‌لباس بلند و شلوار گشاد محلي را در آورده‌اند و اينجا در تهران تي‌شرت مارك‌دار و شلوار جين مي‌پوشند. آدامس مي‌جوند و گاهي كه پول توي جيبشان باشد خرج‌هاي آن چناني مي‌كنند!

    به گزارش خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رويت را كه بر مي‌گرداني، كم نيستند دختران جوان افغان كه شال‌ها، روسري‌ها و مانتوهاي رنگارنگ مد روز تهراني‌ها را بر سر و تن دارند و ديگر چادرهاي بور چيني را از سر برداشته‌اند و فقط زن‌هاي قديمي‌تر افغان در مناطق محروم‌تر اين سر و وضع را دارند. اينها دختران نسل جديد افغان‌هاي تهراني هستند كه چشم‌هاي بادامي و تنگشان را آرايش مي‌كنند و خيابان‌هاي شمالي تهران را خوب مي‌شناسند!

    اينها هم نسل سومي هستند، مثل ما تهراني‌ها كه نسل سومي داريم،‌اما با تفاوت اينكه نسل سوم آنها در بهترين شرايط تاريخي آب و اجداديشان به سر مي‌برند، دوراني كه پدرانشان در خواب هم نديده‌اند!

    هرچند تهراني‌ها هنوز وقتي واژه «افغاني» را مي‌شنوند ياد چيزهاي خوبي نمي‌افتند و هنوز اين واژه براي افغان‌ها نوعي تحقير شمرده مي‌شود، هرچند كه هنوز افغان‌هاي ـ البته مجازـ همچون ساير مهاجران و پناهندگان دركشورهاي دنيا موقعيت اجتماعي و شهروندي ندارند، اما به نظر مي‌رسد همين شرايط ترديد و گريز و بي‌تفاوتي دولت ايران نسبت به اخراج آنها برايشان شرايط مطلوبي را فراهم كرده باشد.

    در عين حال نبايد ساير امكاناتي كه برايشان فراهم شده را در نظر نگرفت، چه اينكه همين شرايط مهمان نوازي ايرانيان بيش از حد متصور و لازم بوده و تاكنون هم صدمات جبران ناپذير اجتماعي، اقتصادي و حتي امنيتي را براي ايراني‌ها و دولت فراهم كرده است.

    افغاني‌هايي كه هر روز بيش از دو دلار خرج يارانه‌هايشان براي زندگي در شهر مي‌شود؛ ديگر به هيچ قيمتي حاضر به رفتن به شهر و ديار خود نيستند. چرا كه اينجا هم كار دارند،‌هم زن، هم درس دارند و هم تفريح و امنيت و آسايش و ... يعني به اصطلاحي هم دين دارند، هم دنيا!

    بيست سال پيش وقتي يك افغان را توي خيابان‌هاي تهران مي‌ديديم در موقعيت‌هايي نظير حفر كانال‌هاي آب و فاضلاب، چاه‌ها، زمين‌هاي كشاورزي، كارگر شهرداري و ... بود اما حالا افغان‌ها همه جا هستند، در هر كار ردپايي دارند، پير و جوانشان را مي‌توانيد در همه جا پيدا كنيد.

    اگر حوزوي باشيد و اگر دانشگاهي، اگر تجارت كنيد و خريد و فروش، اگر در كار فرهنگ باشيد و آموزش و يا اگر در كارهاي خلاف و قاچاق و ... باشيد حتما يك افغان هم آنجاست و آنقدر در برخي از شغل‌ها و صنوف جاي خود را محكم كرده‌اند كه در جريان برنامه دولت ايران براي اخراج آنها، اين كارفرمايان ايراني و برخي از مسؤولان صنوف بودند كه مخالفت‌هاي جدي را مطرح كرده و جلوي اخراج را مي‌گرفتند.

    از سوي ديگر نمي‌توان اين نكته را از نظر دور داشت كه متاسفانه جمعيت مهاجران مجاز و غيرمجاز افغان‌ها در زمان ارتكاب جرم چندان مشخص نيست و در نگاه مشاهده كننده بيروني بين اين افراد تفكيكي وجود ندارد و عموما ارتكاب جرم افغان‌هايي كه چند ماه بيشتر درايران نيستند ، شرايط زندگي وامنيت كار افغان‌هاي مجاز را هم بر هم مي‌زند.

    نسل اول

    جنگ زده‌هايي كه مهماني را شروع كردند

    بخشي‌ از آنها همان پيرمردهاي افغان هستند كه در روزهاي پس از پيروزي احمد شاه مسعود ـ فرمانده قهرمان جهاد و پايداري ـ به كشورشان برگشتند تا در همان خاك هم به خاك سپرده شوند.

    اما پيرمردهاي افغاني كه در تهران مانده‌اند در هر سن و سالي كه هستند با شرط سلامت بايد در كنار ساير اعضاي خانواده كار كنند، در ايران كه باشند براي آنكه زندگي روي غلتكش بچرخد بايد كار كنند، اين قانون اين شهر است و افغان‌هايي هم در اين سه دهه حضور در اين پايتخت عريض و طويل اين موضوع را خوب فهميده‌اند.

    اين نسل اما و اگر و حقي هم به گردن نسل‌هاي بعدي دارد، نقشي كه بسيار مهم است و باعث ثبات تقريبا نسبي افغان‌ها در تهران و البته ايران شده است.

    بدون شك اگر سه دهه پيش، نه ! اما تا همين ده- پانزده سال قبل افغان‌ها دست از اصرارشان براي ماندن در ايران برمي داشتند و ايران مثل قديم‌تر‌ها برايشان فقط همسايه مي‌ماند، در اين صورت نسل‌هاي بعدي كه ديگر چهره‌هايشان هم به افغان‌ها نمي‌رود، در خاك آبا‌و‌اجداديشان بزرگ مي‌شدند و به راستي اگر در همان زمان حضور نيروهاي ائتلاف شمال(نيروهاي همراه احمد شاه مسعود) همه افغان‌هايي كه به ايران و ساير نقاط دنيا مهاجرت كرده بودند برمي‌گشتند آيا اين كشور باز هم به كام نيروهاي طالبان شيرين مي‌شد !؟

    به هر روي داستان افغان‌هاي كارپيشه و قانع در ايران با همين نسل اول افغان‌هاي مهاجر شروع شد و تا امروز ابعاد و شكل‌هاي جديد، منحصر به فرد و تا حدودي خطرناك به خود گرفته است و حالا اين نسل يا ديگر زنده نيستند، يا از كار افتاده شده‌اند و جايشان را به نسلي داده‌اند كه سه دهه پيش در كنار پدر و مادرشان نمي‌دانستند كشورشان را به كدام مقصد ترك مي‌كنند و آيا باز هم بر‌مي‌گردند.

    نسل دوم

    بنيانگذاران كار زياد با مزد كم ! ازدواج ايراني و مقاومت براي نرفتن

    وقتي مردان افغان دست زن و بچه‌هاي خود را گرفتند و راهي ايران كه نزديك‌ترين، بازترين و راحت‌ترين مرز را داشت شدند، فرزندانشان هيچ وقت به اين سرزمين جديد، دور شدن از وطن يا حتي وضعيت زندگيشان فكر هم نمي كردند، در آن روزهايي كه كودكان افغان گرسنه بودند، حتما فكركردن به اسباب‌بازي و يا حتي خود بازي برايشان بي معنا بود و گرسنگي نمي گذاشت كه به جايي كه مي‌روي فكر كني ! نسل دوم ، همين كارگران امروز و چند سال پيش ما در ايران هستند، پدران همين كودكاني كه ديگر كشورشان ايران شده و زبانشان هم برگشته !

    به گزارش ايسنا، مردان افغاني كه بدون خانواده و براي كار به ايران مي آمدند، به دليل حفظ ارتباط با خانواده و كشورشان احتمال و انگيزه بيشتري براي بازگشت داشتند اما بخش قابل توجهي از افغان‌هاي مجاز و غير مجازي كه با خانواده آمدند ديگر حتي با اجبار هم از ايران بيرون نرفتند و امروز حدود دو دهه است كه ايراني! تهراني، شيرازي، مشهدي و ... هستند!

    نسل دوم افغان‌هاي تهراني اما نسبت به نسل قبلي فرصت بيشتري آموزش، بهداشت، كار و در نهايت زندگي داشتند و توانستند با گرفتن دختران فقير از خانواده‌هاي محروم ايراني خود را به ايراني‌ها آنچنان وصل كنند كه تا چند نسل ديگر هم جدايي امكان‌پذير نباشد.

    اين نسل همان گروهي‌ بودند كه طي حداقل يك دهه گذشته در مقابل انواع برنامه‌هاي دولت ايران براي بازگشت مهاجران مقابله كردند!

    شايد بتوان گفت كه اين نسل از افغان‌ها بيشترين آسيب را ديده‌اند، چرا كه دوران كودكي و نوجواني‌ آنها با سال‌هاي سخت پس از جنگ در ايران همراه بود، دوراني كه كار و زندگي بسيار سخت بود و هنوز مردم و بسياري از مسئولان ايران حضور تعداد قابل توجهي از افغان‌ها را در پايتخت برنمي‌تافتند و هنوز اجاره دادن خانه، ازدواج با دختران ايراني، كار كردن در محيط كاري و ... تابويي خطرناك بود كه مردم از آن اجتناب مي‌كردند!

    البته ناگفته نيست كه در همين سالها همين نسل از افغان‌ها به دليل خاصيت كلي دوري از وطن و نداشتن نگراني از بابت بي‌آبرويي، فقر و نداشتن كار، دستمزد‌هاي كم در مقابل كار زياد كه كارفرمايان ايراني را بد عادت كرد و همچنين برخي اخبار درمورد تخلفات و بعضا جنايات افغان‌ها به مردم ايران باعث شد اين نسل در اذهان ايراني‌ها نسلي خطرناك و غير قابل ترحم تا امروز بماند.

    در عين حال پدران كودكان افغان امروز تهران ما، در دهه هفتاد و اواخر دهه شصت فرصت‌هايي را هم براي درس خواندن پيدا كردند، به طوري كه در سه دهه گذشته بيش از 602 هزار نفر از بزرگسالان افغان‌ در دوره‌هاي سوادآموزي شركت كرده و با سواد شده‌اند.

    همچنين مدير كل اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور چند ماه پيش با تاكيد بر اينكه آمار دقيقي از مجموع فارغ‌التحصيلان افغان در مراكز آموزش عالي وجود ندارد گفت: حدود 12 هزار نفر در سي سال گذشته در رشته‌هاي مختلف آموزش عالي در نقاط مختلف كشور فارغ‌التحصيل شده‌اند.

    نسل سوم

    افغاني‌هاي تهراني ، كودكاني كه كابل را با تهران مي‌شناسند!

    آنها كمتر به فكر رفتن و بيشتر آماده ماندن در تهران به هر طريق ممكن هستند.

    دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها، به بلوغ رسيده‌ها و يا نوزاداني را مي‌گويم كه هنوز از آب و گل بيرون نيامده‌ بايد با زبان فارسي و با گويش ايراني حرف بزنند، مدرسه ايراني بروند و آداب و رسوم ايراني را ياد بگيرند، با دوستان ايراني درس بخوانند و بازي كنند، كنكور بدهند و بعدتر‌ها به راه برخي از همكيشانشان، شايد زن ايراني هم بگيرند!

    اينها براي آنهايي است كه مجاز هستند و كارت اقامت دارند، اما كودكان نسلي كه افغان غيرمجازند، كجاي تهران ما هستند!؟

    نبايد خيلي دور رفت و فكر‌هاي زيادي داشت!

    آنها هم در كنار ما و هم جلوي ديد مسؤولان دولتي و نيروي انتظامي هستند! در معرض ديد آنها بزرگ مي‌شوند، گاهي درس هم مي‌خوانند اما تقريبا هميشه كار مي‌كنند و انگار ديده نمي‌شوند!

    تهران ما در شرايط فعلي با دو جور نسل سومي افغان مواجه است، كودكان افغان مجازي كه سر و لباس و زندگي مناسبي دارند و در شرايط نسبتا مناسب و ثابتي درس مي‌خوانند و بزرگ مي‌شوند و كسي به بزرگ شدن آنها در تهران ما توجهي ندارد و در سوي ديگر كودكان افغان غيرمجازي كه رنگ حمام و تميزي را كمتر به خود مي‌بينند، پدر و مادر مشخص و درست و حسابي ندارند و از كل 24 ساعت شبانه‌روز 18-19 ساعت آن را در خيابان‌ها براي كار، آشغال جمع كردن و دوره‌گردي به سر مي‌برند.

    اگرچه دولت ايران مدارس اختصاصي را براي كودكان افغان نگذاشته اما كودكان افغان مجازي كه خانواده آنها توان مالي داشته باشند در همين مدارس ايراني هم درس خوانده و مي‌خوانند، چه اينكه طبق آمار آموزش و پرورش در سال تحصيلي 86-85، 119هزار و 346 كودك افغان در حال تحصيل بوده‌اند كه اين آمار نسبت به سال تحصيلي 70-71، 75 درصد رشد را نشان مي‌دهد.

    با اين وجود ميل به درس خواندن در بين كودكان افغان مجاز و غيرمجاز بسيار بالاست و به خصوص دختران افغان علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارند و براي رسيدن به اين هدف خود توانسته‌اند در مدارسي تحت عنوان مدارس كودكان كار و خيابان كه زيرمجموعه انجمن حمايت از كودكان كاروخيابان است درس بخوانند در حالي كه شناسنامه ندارند.

    از سوي ديگر دختران و پسران 6-7 ساله يا 15-16 ساله افغان مجاز يا غيرمجاز، ما بخواهيم يا نه، ديگر تهراني شده‌اند! تهران به عنوان شهري كه شهرستاني‌هاي خودمان به دنبال پولدار شدن در آن مي‌گردند، افغان‌ها را هم در خود نگه مي‌دارد و در فاصله كوتاهي راه درست يا غلط پولدار شدن را به آنها مي‌آموزد و در اين ميان يا به جايي مي‌رسند و يا مجرم و بزه‌كاري حرفه‌اي مي‌شوند! يكي گوني به دست مي‌گيرد و از ميان آشغال‌هاي پشت در خانه‌هاي ما سرمايه جمع مي‌كند ! يكي كارگر كارگاه پوست و قارچ و مرغداري و آجرپزي و ... است، يكي سر چهار‌راه‌ها دركنار اسفند مواد مخدر مي‌فروشد و يكي ديگر سال‌هاست كه در يكي از گران‌قيمت‌ترين و مجلل ترين خانه‌هاي شمال تهران سرايدار فيكس است!

    نسل سومي‌هاي افغان‌ها به خصوص بخشي كه با داشتن كارت اقامت پدر ‌و ‌مادرانشان آينده روشنتري را براي خود مي‌بيند، ديگر به دنبال اين شغل‌هاي نازل نيست. نسل سوم افغانها، مي خواهد در اين آشفته بازار كلانشهر ما سري بالاتر از سر‌هاي پدران خود داشته باشد، اين نسل علاوه بر دانشگاه و مدرسه و درمانگاه و امكاناتي كه تا به حال داشته به دنبال داشتن شغل‌هايي رسمي‌تر در دستگاه دولتي ايران، مدارج علمي بالاترو امنيت بيشتر براي زندگي و كار است و در حالي كه هنوز تهران ساكنان خود را تبديل به شهرونداني داراي حقوق مدني محقق شده نكرده است آنها به دنبال تبديل شدن به يك شهروند حداقل درجه دوم هستند!

    كودكان افغان كه امروز در دامان و بغل‌هاي مادرانشان بزرگ مي‌شوند چند سال ديگر تهراني‌هايي هستند كه به جز امكانات زندگي، حقوق مدني خود را هم طلب مي‌كنند !

    به هر روي نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه جمعيت بيش از يك ميليوني افغان‌ها غير مجاز در ايران و چندين صد‌ هزار نفري آنها در پايتخت روي نوع زندگي ، كيفيت ، آموزش و مهمتر از همه كار و معيشت افغان‌هاي مجاز اثر نامطلوب گذاشته است و حالا ديگر به چشم مردم تهران و ايران، افغان‌ها يك جور بيشتر نيستند و فرقي بين افغان مجاز كه كارت اقامت دارد، سه دوره در طرح آمايش دولت ايران شركت كرده، گاهي پولي به جاي ماليات مي‌دهد و ... با افغان‌هايي كه هنوز يك ماه نيست قاچاقي به ايران و تهران آمده‌اند، نمي گذارند.

    به گزارش ايسنا، شواهد و نتايج عملكرد مسؤولان دولت ايران در سال‌هاي گذشته براي انسداد مرزهاي شرقي، مقابله با ورود افغان‌هاي جديد و برنامه‌هاي منسجم براي بازگشت داوطلبانه افغان‌هاي مجاز و اخراج افغان‌هاي غيرمجاز گوياي اين امر است كه اهتمام جدي براي خروج افغان‌ها وجود ندارد و هنوز معلوم نيست كه ايران مي‌خواهد جمعيت قابل توجه و نگران‌كننده مهاجران خود را برگرداند يا نه !؟ وقتي هنوز انسداد مرزها شرقي با انجام نرسيده و قاچاق افغان‌ها با كمترين قيمت توسط برخي ايراني‌ها صورت مي‌گيرد و طرح‌هاي اخراج و بازگشت داوطلبانه به دلايلي چون سرماي هوا متوقف مي‌شوند، ديگر نمي‌توان گفت كه اين مهمانان رفتني هستند و اين مهمان‌نوازان قصد ديگري جز مهمان‌نوازي بيش از سه دهه دارند.

    گويي مي‌خواهيم علاوه بر نسل‌هاي اول و دوم افغان‌هاي جنگ‌زده، نسل‌هاي سوم و چهارم تهراني و اصفهاني و مشهدي و شيرازي شده آنها را هم در دامان پرمهر خود بزرگ كنيم!

     

     

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    رکسانای ایرانی و لیلای افغانستانی

      www.payam-aftab. com

    رکسانای ایرانی و لیلای افغانستانی

    سیدعلی حسنی
    آنچه در پی می آید شرح سوز و هجران جگری است که از مشاهده تضادهای زجردهنده و سیاست های منزجر کننده و برخوردهای مشمئزکننده به ستوه آمده و قلم ناتوان خود را برای اطفای آتش مجمر دل به یاری طلبیده است اما تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

    اما لیلا کیست؟
                                  ليلا مهاجر است که حرفی نمی زند
                                
    آزرده خاطر است که حرفی نمی زند
    ليلا نماد غربت اين حال و روز ماست
    درد معاصر است که حرفی نمی زند
    ليلا برای رنج کشيدن تمام عمر
    انگار حاضر است که حرفی نمی زند

    اما رکسانا کیست؟
     رکسانا صابری در کنار محمد خاتمی. این عکس نخستین بار توسط سایت ان‌پی‌آر پس از دستگیری خانم صابری چاپ شده است. 
    رکسانا صابری، خبرنگار آمريکايی-ايرانی ۳۱ ساله که از پدری ايرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی در آمریکا متولد شده است از حدود شش سال پيش در ايران زندگی می‌کرد حدود سه ماه پيش توسط مقامات قضایی ایران دستگير شد وی با مجوز دولت ایران برای رسانه‌هايی از جمله رادیو NPR و BBC گزارش تهيه می‌کرد. رکسانا صابری در روز دهم فوریه سال جاری میلادی با خانواده خود که در شهر فارگو در ایالت داکوتای شمالی ساکن هستند "از نقطه ای نامعلوم" تماس گرفت و از زندانی شدن خود خبر داد. خانم صابری در اين گفت‌وگو با پدرش گفته بود که به اتهام داشتن يک بطری شراب دستگير شده است.
    مقام‌های قوه قضاییه ایران خانم صابری را به «جاسوسی برای آمریکا و بیگانگان» متهم کردند. در 19فروردین 88  از سوی معاون امنیت دادسرای انقلاب و عمومی تهران اعلام شد که این خبرنگار آمریکایی ایرانی تبار، در پوشش خبرنگاری به فعالیت‌های جاسوسی مبادرت می ورزیده  و مدارک این فعالیت‌ها در پرونده او موجود است. به گفته سخنگوی قوه قضاییه ایران دادگاه این خبرنگار در ماه بهمن سال گذشته پشت درهای بسته برگزار شد. رکسانا صابری در جریان بازجویی، تمامی اتهامات وارده به خود را پذیرفت.
    اندکی بعد، آسوشیتدپرس و رویترز نیز به نقل از عبدالصمد خرمشاهی وکیل صابری تائید کردند که دادگاه، این خبرنگار را به هشت سال زندان محکوم کرده است. آقای خرمشاهی گفته بود که به این حکم اعتراض خواهد کرد.
    از آن سوی مرزها اما، رابرت وود- سخنگوی وزارت خارجه آمریکا برای چند بار از ایران خواسته بود که رکسانا صابری را آزاد کنند. آمریکا اتهام «جاسوسی» علیه خانم صابری را «بی‌پایه و اساس» دانسته بود. اتحادیه اروپا نیز هفته گذشته با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که به شدت نگران وضعیت رکسانا صابری است و از مقام‌های ایرانی خواست که هرچه زودتر این خبرنگار را آزاد کنند.
    با آمریکایی قلمداد کردن این جاسوس توسط CNN، راه برای بیان نظرات مداخله جویانه مسئولان آمریکایی در مورد محکومیت صابری، گشوده شد و معاون مشاور امنیت ملی آمریکا اظهار داشت که باراک اوباما "تأثر عمیق" خود را از محکومیت صابری ابراز داشته است. پیش از این نیز وزارت امور خارجه آمریکا، با دخالت در امور داخلی جمهوری‌اسلامی‌ایران، خواستار آزادی رکسانا‌‌ صابری شد. پس از این بیانات و فشارها از یک سو و شعار تغییر اوباما و سخن پراکنی در خصوص ازسرگیری روابط با ایران از سوی دیگر از جانب احمدی نژاد رییس جمهور ایران نامه ای خطاب به سعید مرتضوی دادستان تهران ارسال شد که در نوع خود کم نظیر بود. وی در این نامه از مرتضوی درخواست کرده بود که ترتيبي اتخاذ گردد تا مراحل رسيدگي به اتهامات افراد مذکور با دقت کامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني صورت گيرد و شخصاً مراقبت فرماييد تا متهمان بتوانند از کليه آزادي ها و حقوق قانوني براي دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و کوچکترين حقي از آنها ضايع نشود و بدین ترتیب گمانه زنی ها برای طرح بده بستان های سیاسی و معاملات پشت پرده دیپلماتیک جهت آزادی وی در افکار عمومی قوت گرفت. از سوی دیگر بنا به گفته‌ی لارس کنوخل، سخنگوی وزارت امورخارجه‌ی سوئیس، قضیه‌ی رکسانا صابری در ملاقات جنجال‌برانگیز رودلف مرتس، رئیس‌جمهور سوئیس حافظ منافع آمریکا در ایران، با محمود احمدی‌نژاد در ژنو مورد بحث قرار گرفته بود. 
    پس از برگزاری دادگاه تجدیدنظر علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، با اعلام کاهش زمان حبس از 8 به دو سال و تبدیل آن از تعزیری به تعلیقی گفت که رکسانا صابری، در هر زمانی که بخواهد، می‌تواند ایران را ترک کند. بلافاصله هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه‌ی آمریکا، از تغییر حکم وآزادی رکسانا صابری ابراز خوشنودی کرد. وی گفت، این روند سبب دلگرمی دولت آمریکا شده است. روزنامه‌ی سوئیسی "بازلر تسایتونگ" درباره‌ی نتایج این مذاکرات پنهانی احمدی نژاد و رودلف مرتس می‌نویسد: با تغییر حکم رکسانا صابری و آزادی وی «قوه‌ی قضاییه‌ی ایران یکی از موانع مهم برای گفت‌وگو میان باراک اوباما با ایران را از سر راه برداشت». به گفته‌ی این روزنامه‌ی سوئیسی، آزادی رکسانا صابری بی‌شک نتیجه‌ی فعالیت‌های دیپلماتیک سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران بوده است. در واکنش وزارت امورخارجه‌ی سوئیس نسبت به آزادی روزنامه‌نگار زندانی نیز می‌توان این مسئله را مشاهده کرد. بنا به گفته‌ی وزارت امورخارجه‌ی سوئیس، دولت آمریکا پس از آزادی رکسانا صابری از کمک‌های دولت سوئیس برای نجات رکسانا صابری قدردانی کرده است. دولت سوئیس برای رسیدگی عادلانه به پرونده‌ی رکسانا صابری دست به تلاش‌های گسترده‌ای زده بود.
    رضا صابری، پدر رکسانا، در نخستین واکنش به آزادی دخترش گفت: «فکر نمی‌کردم که آزادی رکسانا به این سرعت عملی شود. من از آزادی دخترم بسیار خشنودم و وضع جسمانی رکسانا نیز بسیار خوب است.». از سوی دیگر وکیل مدافع صابری اعلام کرده است که تلاش محمود احمدی نژاد در آزادی صابری تاثیر فراوانی داشته است. چند روز پیش گمانه هایی مطرح شد مبنی بر اینکه رکسانا صابری می تواند ابزار تبلیغاتی مناسبی در آستانه انتخابات برای محمود احمدی نژاد مدعی اصول گرایی به شمار بیاید. درواقع در زمانی که نامزدهای دیگر ریاست جمهوری که مخالف دولت نهم به حساب می آیند، از تریبون های استانی و دانشگاهی و فرهنگی برای تبلیغات خود بهره می جویند، احمدی نژاد با تدبیری هوشمندانه و در شرایطی که کمتر از ماه های گذشته در تلویزیون دیده می شود، قدم های مثبتی برای تثبیت جایگاه خود برمی دارد.
    و به این ترتیب با وجه المصالحه شدن توسط سیاسیون، رکسانای جاسوس که خود به جرم خود اذعان داشت آزاد شد. من نویسنده این سطور از آزادی وی ناراحت نیستم.
    من برای همه بشریت مخلوق احسن الخالقین آزادی را می پسندم از جمله برای هموطنان خود. لیلا و لیلاهایی که خسته از فقرو بیکاری و دلشکسته از گرسنگی و ناامنی در جستجوی قطره ای آب و لقمه ای نان رنج مهاجرت و زجر تحقیر و زخم تیغ بران زبان را به جان می خرند و به امید هم کیش و آیین خود به دامان غربت ام القرای جهان اسلام پناه می آورند. اما بزودی درمی یابند که اسیر سراب و دربند چنگال عقاب شده اند. بسیاری از آنان از مواهب مشت و لگد و عطایای باتوم و هدایای زندان نیروی انتظامی بهره مند می شوند و در سوز سرما مجبور به بازگشت می شوند و در راه عده ای از آنها جان می دهند و باقی سوغات نفرت از اسلام و تشیع و روحانیت را با خود همراه می برند. عده ای از تحصیل باز می مانند و دسته ای به سخت ترین شرایط کار و استثمار سوء استفاده کارفرمایان تن می دهند. 
    کور باد آن چشمی که ندیده باشد کودک یتیم و فقیر افغان به جرم نداشتن کارت هویت در بیرون مدارس تحصیل و شادی همسالان خود را به نظاره نشسته است و به فال فروشی در متروها و میادین و زباله یابی در جویها و سطل ها مجبور شده است.

    کر باد آن گوش هایی که نشنیده باشند که در اردوگاههای عسکرآباد و سنگ سفید بر مردم ما چه گذشته است. اردوگاههایی که با یادآوری آن لرزه بر اندام هر مهاجری می اندازد که آنجا را دیده است و شاهد بوده است. زنان و کودکانی را که در جستجوی نان آور خود به خفت التماس به از خدابی خبران تن داده اند و دیده است یعقوب هایی پیر که در فراق یوسف جوان خود بی تابی می کنند. باران تازیانه ها و شلاق اهانت ها را به عینه لمس می کنند و ناخودآگاه به یاد ابوغریب و بگرام و گوانتانامو افتاده اند. جسم نحیف فرزندان خود را در این اردوگاه و روح لطیف خود را در قربانگاه ایران زندانی می یابند.
     در کشور ايران که صداي مهرپروري و عدالت خواهي بعضی مسئولینش گوش فلک را کر کرده است وضعيت مهاجرين افغاني تکان دهنده و به يک تراژدي تبديل شده است. از سال گذشته که روند اخراج مهاجرين افغاني شدت پيدا کرده است،  نيروي انتظامي با همکاري شهرداري، وزارت کار و وزارت کشور يورش وسيع و سازمان يافته اي را عليه اين انسانهاي زحمتکش شروع کرده اند. در خيابان، محل کار و يا خانه، فرقي نمي کند که کجا باشند فوري دستگير مي شوند و بعد ازبيست و چهار ساعت در اردوگاهي که به اين منظور در مناطق مختلف تهيه شده است، نگهداري ميشوند و و بعدا اگر پول هنگفتی برای رشوه نداشته باشند ديپورت مي شوند. در اين ميان فرقي نمي کند که افغاني دستگير شده زن و بچه دارد، مجرد است، آيا با صاحب کارش تسويه حساب نموده است و يا کارت اقامت دارد فرقي نمي کند مهم اين است که افغاني باشند و آنها را ديپورت نمايند.
    آری من از بزرگان و سیاست مداران عالم شنیده بودم اسلام مرز ندارد و دین اخلاق است و عجم و عرب و ترک و افغان تفاوتی ندارند و ملاک ارزش گذاری انسانها علم و دانش و فضیلت جهاد و تقوی است و از شاعران خوانده بودم که بنی آدم اعضای یکدیگرند. اما وقتی خبر آزادی رکسانا را شنیدم دلم برای غربت و فلاکت لیلاهای هموطنم به درد آمد و بر سیاست و سیاسیون بی تقوی نفرین کردم و به معنی و مفهوم اسلام و سیاست دوباره تامل نمودم.   
    اين شعر را برای دل او سروده ام
    اين بيت آخر است که حرفی نمی زند.

    __._,_.___
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    قوانین تبعیضی دولت ایران علیه افغانها
    ******************************************************************************
    بسمه تعالی
    تعهد محضري کارفرما
    ================
    اینجانب :                                            دارنده شناسنامه شماره :                            صادره از:
    کدملي :                              کدپستي:                                 کد کارگاه:
    مدیرمسؤول   سازمان / مؤسسه / شرکت / کارگاه ......................به نشاني ...........................................
    ....................................................................................... تلفن ..................................................................
    با اطلاع کامل ازموادقانونی زیر:
    1 ) ماده 120 قانون کار: اتباع بیگانه نمی توانند در ایران مشغول بکار شوند مگر آنکه اولا دارای روادید ورود با حق کار مشخص بوده وثانیا مطابق قوانین و آئین نامه های مربوطه ، پروانه کار دریافت دارند.
    2 ) ماده 125قانون کار:- در مواردی که به هر عنوان رابطه استخدامی تبعه بیگانه با کارفرما قطع
    می شود کارفرما مکلف است ظرف پانزده روز مراتب را به وزارت کار و اموراجتماعی اعلام کند. تبعه بیگانه نیز مکلف است ظرف پانزده روز پروانه کار خود را در برابر اخذ رسید به وزارت کار و اموراجتماعی تسلیم نماید. وزارت کار و اموراجتماعی در صورت لزوم اخراج تبعه بیگانه را از مراجع ذیصلاح درخواست می کند.
    3 ) ماده 181قانون کار: ازکارفرمایانی  که اتباع بیگانه را که فاقد پروانه کارند و یا مدت اعتبار پروانه کارشان منقضی شده است بکار گمارند و یا اتباع بیگانه را در کاری غیر از آنچه در پروانه کار آنها قید شده است بپذیرند و یا در مواردی که رابطه استخدامی تبعه بیگانه با کارفرما قطع می گردد مراتب را به وزارت کار و امور اجتماعی اعلام ننمایند ، با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به مجازات حبس از 91 روز تا 180 روز محکوم خواهند شد.
    4 ) ماده 10 آیین نامه اجرایی ماده 129 قانون کار: وزارت کار و اموراجتماعی می تواند نسبت به لغو پروانه کار اتباع خارجی که شوون اسلامی، قوانین و مقررات جاری کشور و موازین انسانی روابط کار را بر اساس گزارش و اعلام مراجع ذیصلاح رعایت ننمایند، اقدام نماید.
    5 ) بند ج   ماده 11 قانون تنظيم  بخشي ازمقررات مالي دولت : به منظور جلوگیری از حضور نیروی کار غیرمجاز خارجی در بازار کار کشور ،  وزارت کار و امور اجتماعی  مکلف است کارفرمایانی که اتباع خارجی فاقد پروانه را به کار گیرند  بابت هر  روز  اشتغال غیرمجاز  هر  کارگر خارجی  معادل  پنج برابرحداقل دستمزد  روزانه جریمه  نماید ،   در صورت تکرار تخلف این جریمه دو  برابر خواهد  شد در آمدحاصله  به درآمد عمومی ( نزد خزانه داری کل) واریز خواهد شد .کار فرمایان  مذکوردرصورت اعتراض می توانند در محاکم صالحه طرح دعوی نمایند.در صورت خودداری کارفرمایان از پرداخت جريمه مقرردر این بند ، تعقیب کیفری  براساس ماده (181) قانون کار مصوب 29/8/1369 مجمع تشخیص مصلحت  نظام به عمل خواهد آمد.
        تعهدمی نمایم کليه اطلاعات ارائه شده به آن سازمان صحيح مي باشد وضمن رعايت کليه قوانين و مقررات ،‌ اتباع خارجي را براي مراجعه هر 15 روز يکبار جهت اعلام حضور به سازمان کار واموراجتماعي ذيربط ملزم و هرگونه تغيير در شغل و نشاني محل سکونت ،کار و سايرمشخصات تبعه مذکور را در اسرع وقت به آن سازمان اعلام نمايم وبه محض مشاهده هرگونه تخلف اتباع افغاني بشرح ذيل که  براساس درخواست اينجانب کارت  موقت کاربراي آنان صادر گرديده است ، مراتب را به سازمان کارو اموراجتماعي استان ذيربط و نيروي انتظامي منطقه اعلام نمايم .
    رديف      نام و نام خانوادگي اتباع افغاني                 شغل                   شماره کارت موقت کار                  شماره کارت تردد                      
    1 –
    2 –         
    محل امضاء و اثر انگشت سبابه راست کارفرما :
    *******************************************************************************
    *******************************************************************************
     
    فرم شماره 4
    بسمه تعالي
    تعهد تبعه خارجي
    ================
    اينجانب :                                            فرزند :                            تبعه :
    کارت اقامت شماره :                      کارت موقت کارشماره :                               شاغل درسازمان / مؤسسه / شرکت / کارگاه ................................کد کارگاه: ..................................به نشاني ................................................
    ....................................................................................... تلفن .................................................................
    بااطلاع کامل ازموادقانوني زير:
    1 ) ماده 120 قانون کار: اتباع بيگانه نمي توانند در ايران مشغول بکار شوند مگر آنکه اولا داراي رواديد ورود با حق کار مشخص بوده وثانيا مطابق قوانين و آئين نامه هاي مربوطه ، پروانه کار دريافت دارند.
    ماده 125قانون کار:- در مواردي که به هر عنوان رابطه استخدامي تبعه بيگانه با کارفرما قطع
    مي شود کارفرما مکلف است ظرف پانزده روز مراتب را به وزارت کار و اموراجتماعي اعلام کند. تبعه بيگانه نيز مکلف است ظرف پانزده روز پروانه کار خود را در برابر اخذ رسيد به وزارت کار و اموراجتماعي تسليم نمايد. وزارت کار و اموراجتماعي در صورت لزوم اخراج تبعه بيگانه را از مراجع ذيصلاح درخواست مي کند.
    2 ) ماده 181قانون کار: ازکارفرماياني  که اتباع بيگانه را که فاقد پروانه کارند و يا مدت اعتبار پروانه کارشان منقضي شده است بکار گمارند و يا اتباع بيگانه را در کاري غير از آنچه در پروانه کار آنها قيد شده است بپذيرند و يا در مواردي که رابطه استخدامي تبعه بيگانه با کارفرما قطع مي گردد مراتب را به وزارت کار و امور اجتماعي اعلام ننمايند ، با توجه به شرايط و امکانات خاطي و مراتب جرم به مجازات حبس از 91 روز تا 180 روز محکوم خواهند شد.
    3 ) ماده 10 آيين نامه اجرايي ماده 129 قانون کار: وزارت کار و اموراجتماعي مي تواند نسبت به لغو
    پروانه کار اتباع خارجي که شؤون اسلامي، قوانين و مقررات جاري کشور و موازين انساني روابط کار را بر اساس گزارش و اعلام مراجع ذيصلاح رعايت ننمايند، اقدام نمايد.
    4 ) در اجراي بند ب تبصره 17 قانون بودجه سال 1386 کل کشور اتباع خارجي در ازاي هرروز اقامت غيرمجاز مبلغ 300هزار ريال جريمه و سپس ازکشور اخراج مي شوند .
    - با آگاهي کامل از اينکه درصورت ارائه اطلاعات نادرست وانجام کارهاي خلاف قانون ، وزارت کارواموراجتماعي نسبت به ابطال کارت موقت کار و درخواست اخراج اينجانب از کشور جمهوري اسلامي ايران اقدام خواهدنمود تعهد مي نمايد هر 15 روز يکبار براي اعلام حضور به محل معين شده توسط سازمان کارواموراجتماعي ذيربط مراجعه و هرگونه تغيير در اطلاعات ارائه شده نظير شغل ، نشاني محل سکونت ، محل کار و .... را به کارفرما و سازمان کار ذيربط اعلام نمايم و در صورتي که به هر دليلي کارت مدت دار خروجي ابطال گردد با رعايت کليه قوانين ورود ، اقامت و خروج اتباع خارجي  از کشور خارج گردم و همچنين متعهد مي گردم همواره کارت موقت کار خود را بعنوان سند شناسايي همراه
    داشته باشم . 
    نام و نام خانوادگي                                                 امضاء                                    تاريخ مراجعه به سازمان کار
     اثر انگشت سبابه راست:
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    به زودی بخش گالری که حاوی تصاویری از اوضاع زندگی روزمره مهاجرین افغان در ایران میباشد راه اندازی میگردد .
    نصر من الله و فتح قریب،ننگ بر این دولت مردم فریب
     

    شرکت در کنکور دانشگاه های ایران برای افغانها ممنوع شد

    گزارش سازمان ملل متحد درباره وخامت اوضاع در افغانستان

    مهاجرين افغاني بازيچه سياست هاي ناپخته اداره اتباع خارجي ايران

    محافظين سرحدى ايران چهار افغان را به قتل رساندند
    بازداشت یک 'ایرانی' در شرق افغانستان به اتهام 'جاسوسی و نقشه برداری از تاسیسات نظامی'
    اختلاف نظر مسئولین ایرانی بر سر اخراج 500 هزار مهاجر قانونی و صدور کارت شناسایی
    مروری بر چند اقدام دولت ایران در راستای اخراج مهاجرین افغانی از ایران در سال 1386

    پناهندگان افغانی تا اوایل سال 2010 در ايران و پاكستان حق اقامت دارند

    دسترسی به فیلتر شکن


    ادامه مطلب
    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    یارانه موج جدید علیه مهاجران افغانی
    دولت ایران این روزها در حال طرح ریزی موج جدیدی از حملات به مهاجرین
    قانونی در کشور خودش میباشد ! بعد از آنکه توهینها و تحقیر های دولت در
    صدا و سیما و مطبوعات ایران و ایجاد جو روانی سنگین و خفقان آور برای
    مهاجرین تاثیری در میزان بازگشت داوطلبانه مهاجرین به کشورشان نداشت
    این بار دولت سعی دارد تا راههای جدیدی را باز هم از طریق غیر مستقیم
    برای بازگشت داوطلبانه امتحان کند !

    البته هر چند که نام دولت نهم به دولت آزمون و خطا مشهور شده این بار
    برای آزمون جدیدش به غیر از مهاجرین از مردم کشورش هم به عنوان موشهای
    آزمایشگاهی استفاده میکند !

    گذراندن طرح شکست خورده آمایش 3 این بار مسئولین را واداشت که طرحی
    پیچیده تر به منظور سخت تر کردن شرایط زندگی بر مهاجرین ایجاد نماید !
    با برداشتن یارانه ها از سبد کالاهای اساسی دولت و پرداخت آن به صورت
    دستی به شهروندان ایرانی باعث میشود که دست مهاجرین چه قانونی و چه غیر
    قانونی از یارانه کوتاه شود !!

    و این یعنی آغاز یک فاجعه عظیم انسانی برای 2 میلیون مهاجر قانونی و
    مقدار نامعلومی مهاجر غیر قانونی در ایران !

    برای مثال به قبض برق که اخیرا قیمت آزاد و مقدار یارانه آنها را نوشته
    مقدار مصرف متوسط و معمولی برای یک خانواده 5 نفری معمولا حدود 6500
    تومان قبض می آید که مبلغ آزاد این قبض چیزی حدود 45000 تومان است !
    حالا حساب کنید که پول قبضهای آب برق گاز که شامل یارانه میشود + هزینه
    اجاره خانه + مقدار یارانه کالاهای اساسی مواد خوراکه = چیزی حدود 350
    هزار تومان در ماه!!

    خب به مبلغ فوق شما بایستی یک زندگی معمولی برای خانواده 5 نفره را هم
    اضافه کنید که مبلغ بایستی به بالای 500 هزار تومان در ماه برسد که این
    صرف نظر از دیگر خرجهایی است که بر خانواده حتما تحمیل خواهد شد مانند
    هزینه تحصیلی که برای کودکان مهاجر تصویب شده هزینه عوارض شهرداری و
    سایر هزینه ها که مبلغ با این حسابها به بالای 700 هزار تومان در ماه
    خواهد رسید !!

    این پست من هم خیلی شبیه به پست پیرمرد کفاش شد ولی باور کنید که این
    از واقعیتهای زندگی یک مهاجر در کشور اسلام ناب محمدی (امام زمانی )
    است !! که باید با آن دست و پنجه نرم کند !

    بسیار کسانی را از مهاجرین میشناسم که یک زندگی آبرومندانه و شریف
    داشتند ولی با همین شرایط فعلی با هزار زحمت و مشقت مخارج زندگی خود را
    تامین میکنند حالا تصور کنید که ناگهان هزینه آنها به چیزی حدود دو برابر
    برسد ! حتی اندک مهاجرینی که در شرایط خوبی به سر میبرند با طرح جدید و
    طرح بعدی به نام برچسب ملی حتما از پس تامین این مخارج کمر شکن برنخواهند
    آمد و مطمئنا یک جهنم عظیمی برای مهاجرین آماده خواهد گشت تا انها بین
    بد و بدتر (ماندن در ایران و یا بازگشت) یکی را انتخاب کنند !

    شما وضعیت مهاجرین را در آینده چگونه میبینید ؟

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    هجوم حادثه ها

                        هجوم حادثه ها


    خـدا دیـده فـرو بستــه ، سنگ می بـارد
                               هـجوم حــادثـه هـا ، بیــدرنگ می بارد
    عجب زخانۀ خورشید ، نـور چپاول شد
                               زتیره ابرجنوب ، کور و لنگ می بارد
    چه احمقانه مـرا دادند ، صفت جنگجو
                                یقین مقابل صلح بود که جنگ می بارد
    شکست مُسلم و ترسأ مرزو بوم مرا
                                ستور اهریمنان ، رنگ رنگ می بارد
    مدید مویه نمودیم ، ولی خدا نشنود
                                ز مـرغ حق نه آمین ، خدنگ می بارد
    اَیا خــدا ! مگـر مستحق به نـفـریـنـیـم ؟
                                ز شش جهـت ، به بامم تفنگ می بارد !
    فتاد تاج فضیلت زسر ، عقاب سِتـُرگ
                                 درین خطۀ  فرهنگ ، دبنگ می بارد
    به خشم ترک دبستان نمود کودک مـن
                                 کـزآن زبـان معـلم ، جفـنـگ می بـارد
    کجا روم به کشـتی بشکستــۀ خـویـش
                                 درین تلاطـم امـواج ، نهنـگ می بارد
              الا شبان بلند شو ، وقت خواب گذشت
              که در ولایت ما ، یوز پلنگ می بـارد

    سروده ی از: لطیف کریمی استالفی


    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    روند اخراج مهاجرين افغان از ايران ادامه دارد

    روند اخراج مهاجرين افغان از ايران ادامه دارد

    با وجود ابراز نگرانى افغانستان ، روند اخراج مهاجرين از ايران ادامه داشته و در جريان يکماه اخير، بيش از(٥٠) هزار افغان وارد کشور شده که اکثر شانرا اخراج شده گان تشکيل ميدهند.
    اضافه از (١٧٠٠٠) تن آنها از طريق پُل ابريشم ولايت نيمروز و بقيه از طريق بندر اسلام قلعۀ ولايت هرات، اخراج گرديده اند.
    امان الله عاطف رئيس عودت مهاجرين نيمروز به تاريخ ٢٦ جدى به پژواک گفت که اخراج شدگان، شامل١٦٣٥٧ کارگر و ١٦٨ فاميل اند. از جملۀ فاميل ها ٣٥١ تن مرد و ٣٧٤ تن زن هستند.
    عاطف افزود که روزانه هشتصد تا يکهزار جوان و شش تا ده فاميل از طريق پُل ابريشم اخراج ميگردند.
    وى ميگويد که مهاجرين برخلاف وعدۀ جمهورى اسلامى ايران که به مقامات افغانى داده بودند؛ اخراج ميشوند.
    به گفتۀ رئيس امور مهاجرين، مقامات ايران چندى قبل با محمد کريم خليلى معاون دوم رياست جمهورى در تهران وعده نموده بودند که هيچ مهاجرى را در زمستان اخراج نخواهند کرد.
    همچنان محمد يحيی معروفی سفير کبيرافغانستان مقيم تهران در اوايل ماه جارى گفته بود که هيئت افغانى به رياست خليلى در کنار اينکه در مورد تحکيم روابط بين دو کشور با مقامات ايرانى صحبت هاى داشتند؛ تشويش خود را در مورد اخراج مهاجرين نيز مطرح کرده و جانب ايران در حل اين مشکلات وعدۀ همکارى نموده بودند.
    رئيس عودت مهاجرين نيمروز ميگويد که هوا سرد است، موسسات براى اخراج شدگان کمک نمى کنند و مسوولين نيمروز هم امکاناتى در دسترس ندارند.
    عمران الدين يک مسوول دفتر کمشنری عالى سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در نقطۀ صفر مرزى ( پل ابريشم)، ميگويد که براى خانواده هاى اخراج شده ، مصرف کرايه موتر از نيمروز تا ولايات شان داده ميشود؛ اما براى جوانان هيچ کُمکى کرده نمى توانند.
    اکثر اخراج شدگان مربوط اقوام ترکمن و ازبک و از ولايات شمال اند.
    روزى گُل باشندۀ ولايت جوزجان که تازه از طريق پل ابريشم اخراج شده، گفت: من در شهر کرمان در يک ساختمان کار ميکردم که پوليس آمد و مرا با چهار وطندار ديگرم گرفت و به اردوگاه بُرد.)
    وى پذيرفت که اسناد اقامت نداشت ،اما دو سال ميشد که در کرمان کار مينمود و خاص بخاطر کار نمودن و بدست آوردن نفقه رفته بود؛ اما پوليس اعتناء نکرد و دست به اخراج آنها زد.
    روزى گل ميگويد که يکشبانه روز را در اردوگاه ( کمپ) زاهدن ( نزديک سرحد افغانستان) گذشتاندند و ، با ٥٢ جوان ديگر ازطريق پُل ابريشم اخراج گرديدند.
    نامبرده مى افزايد که اکنون کرايه راه تا جوزجان را ندارد ! مجبور است که دست به سوى ديگران دراز نموده و تا ولايت خود برود.
    به همين علت، وضعيت جوانان اخراج شده در نيمروز ناگوار بوده و از اينکه پول برگشت به ولايات خود را نمى داشته باشند، ناگزير اند که دست به گدايى بزنند.
    شمارى از خانواده ها نيز شامل اخراج شدگان اند.
    تازه گل باشندۀ ولايت فراه ميگويد که با هشت عضو خانواده اش، از شهر زاهدان اخراج شده است. وى مدعى است که با وجودى که اسناد اقامت داشت، اخراج گرديده است.
    به گفتۀ تازه گل، حکومت ايران، مهاجرين مقيم ايالت سيستان و بلوچستان( نزديک سرحد افغانستان) را که سابقه زياد دارند به شهر هاى مرکزى و مهاجرينى را که سابقه کمتر دارند، اخراج مينمايند.
    به ادعاى موصوف، او با خانواده اش پنج سال را در زاهدان سپرى کرده بود.
    غلام دستگير آزاد والى نيمروز ميگويد که طى يکسال اخير بيش از ٢٥٠ هزار کارگر و تعداد زياد خانواده ها از طريق پُل ابريشم اخراج شده اند.
    والى افزود که زمينۀ کار در کشور مساعد نبوده ، افغانها از روى مجبوريت براىکار به ايران ميروند؛ لازم است که ايران از اخراج مهاجرين خوددارى نمايد.
    والى در ماه عقرب سال جارى گفته بود که در جريان يکماه گذشته،حدود ٣٠ هزار کارگر افغان از ايران اخراج شده و موجوديت شمارى ازآنها در نيمروز، مشکلات اجتماعى ، خدماتى و حتى امنيتى را به بار آورده است.
    در مدت يکماه اخير، بيش از ٣٠ هزار افغان مقيم ايران از طريق بندر اسلام قلعۀ ولايت هرات نيز وارد کشور شده اند.
    يک منبع پوليس سرحدى در اسلام قلعه گفت که روزانه يکهزار تا يکهزار و پنجصد افغان، ازطريق اسلام قلعه وارد ميشوند که اکثر آنها را اخراج شدگان تشکيل ميدهند در حالى که در ماه هاى گذشته به طور اوسط تا هفتصد تن اخراج ميشدند.
    به ادعاى منبع، در طول سال جارى، بيش از ١٢٤ هزار افغان از طريق اسلام قلعه وارد شده و بيشتر شان اخراج شده گان بوده اند.
    خبرنگار آژانس خبرى پژواک از بندر اسلام قلعه گزارش داد که اخراج شده گان که اکثر شان مربوط ولايات شمال اند، به حالت بدى قرار داشتند.
    حميد الله ٣٥ ساله باشندۀ ولسوالى پشتون کوت ولايت فارياب که دو چشمش کبود بود،ادعا کرد که چشمانش به اثر لت و کوب پوليس ايران ،کبود گشته است.
    وى گفت که در ساحۀ گمرک تهران( پايتخت ايران) روانۀ کار بود که پوليس آمد و علاوه بر دشنام دادن، او را لت و کوب نمود و به توقيفگاه انتقال داد.
    نامبرده افزود که دو شبانه روز را در توقيفگاه عسگر آباد تهران گذشتاند و اينک از طريق اسلام قلعه رد شده است.
    حميد الله ادعا دارد که يکسال قبل، بخاطر کار به ايران رفته بود و با وجودى که به حيث يک کارگر عادى کار مينمود؛ بعد از توهين و تحقير و لت کوب اخراج گرديده است.
    مسوولين سفارت جمهورى اسلامى ايران مقيم کابل، فعلاً از مصاحبه خوددارى نموده
    به اساس معلومات دفتر سخنگوى کميسارى عالى ملل متحد درامور پناهندگان درکابل، درحال حاضر حدود نه صد هزار افغان دارنده اسناد اقامت و حدود يک و نيم ميليون فاقد اسناد اقامت در ايران بسر ميبرند.
    صبح یکشنبه 29/10/1387

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    آنهايی که صدها میلیون دلار از ایران خارج می کنند، افغانها نیستند بلکه تروریستهای لبنانی و فلسطینی و
    لطفا مطلبی که در این آدرس است را مطالعه نمایید سپس متن پایین را مطالعه نمایید
     
     
     
    بايد به آخوندهاي فرصت طلب بنشسته در دكان اسلامي فردا نيوز متذكر شد:

    بيش از دو ميليون افغاني در ايران كار و تلاش طاقت فرسا ميكنندو در جاهاي فوق العاده سخت به تلاش مشغولند و در ساختن ايران مشاركت مينمايند و حاصل اين تلاش پانصد ميليون دلار است كه به تامين خانواده هاي محرومشان در افغانستان هزينه ميشود٠اين وظيفه اخلاقي ايرانيان بود و هست كه بيشترين بها و مناسبات را به دو كشور افغانستان وتاجيكستان بدهد و مناسبات اقتصادي را با آنان توسعه دهند٠خصوص در دوران كنوني كه بچه هاي تاجيكستان در زمهرير زمستان هاي سخت پامير در گهواره از سرما منجمد ميشوند٠اما علي رغم همه اين واقعيت هاي تلخ كه عليه ملت ايران بيش از همه عمل ميكند, صدها هزار فلسطيني و لبناني و سوري در ايران به زندگي پر از رفاه با مشاغل بالا مشغولند و ضمن برخورداري از حقوق هاي گزاف, از امكانات گسترده اي مانند حق برخورداري از سيستم هاي گران درماني در حدي كه حتي خانواده هاي مرفه ايراني هم از آن بي بهره اند, استفاده مينمايند٠اگر كارگران افغاني به معناي واقعي كلمه در ايران جان ميكنند و سالي پانصد ميليون دلار مزد ميگيرند, حزب اللهي ها وحماسي ها و سوريائي ها هم جان ايرانيان را ميستانند و هم سالانه ميلياردها دلار از اموال ايرانيان را به يغما ميبرند٠يك قلم دولت مصر دويست و پنجاه ميليون دلار درچمدان راكه توسط اسماعيل هنيه سردسته تروريست هاي حماسي به داخل نوار غزه قاچاق ميشد براي ساعاتي توقيف و سپس اجازه ترخيص داد٠دولت سوريه سالانه ميليون ها تن نفت خام از رژيم اسلامي ايران دريافت مينمايد و خرج اتيناي خود ميكند و سفره نظاميان و اطلاعاتي هاي مفتخور سوري را به هزينه ملت ايران رنگين مينمايد تا اشرافيت آخوندي ايران از خامنه اي تا رفسنجاني و جنتي ووووو تا داماد لبنانی سيد محمد خاتمي امكان لذت بردن در ويلاهاي لاذقيه و صور وصيدا را داشته باشند و ايضا سالانه رژيم ايران ميلياردها دلار از خريد هاي تسليحاتي ارتش سوريه از روسيه را فاينانس مينمايد و پورسانت آن را مافياي حزب الله و سوريه مشتركا دريافت ميدارند٠
    رژيم ايران تقريبا هزينه تمامي پروژه هاي گران و زير ساختي لبنان را ميپردازد و يك قلم آن ايجاد اپراتوري هاي مستقل تلفن و اينترنت براي حزب الله لبنان است ٠يك چنين اينفرا استراكچرهائي هم به ملاحظه قيمت وهم دغدغه هاي امنيتي فقط در يد دولتهاي جهان سومي ميباشد و تمامي اين هزينه هاي گران از جيب ملتي پرداخت ميشود كه خودش در شش و بش نيازهاي اوليه زندگي مانند نان ,آب,دارو و مدرسه مانده است
    از تروريستهاي حزب اللهي و حماسي وسوري كه بگذريم ,فرصت طلبان آمريكاي لاتين كه با گانگستريسم و مواد مخدر و تهديد همواره سعي كرده اند با باج خوري زندگي نمايند, براي اثبات سطح هوشمندي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران كه مراتب داهي بودن خود را در دفترچه سي سال پيش خود تا امروز, شخص شخيص خودشان هر روزه گواهي نموده است,به محضر مبارك ميشتابند و ميلياردها دلار از نقد تا فاينانس پروژه هاي سنگين جهت تسهيل در ورودجاسوسان ولي فقيه به حياط خلوت آمريكا ,دريافت ميدارند.
    هيچكدام از اين اراذل و اوباش تروريست و گانگستر و مفت خور حتي براي يك پني از آنچه به غارت ميبرند قدر يك ساعت كارگرافغاني در ايران كار نكرده اند ولي اين از سرشت شيعي دار و دسته هاي حاكم بر ايران است كه بغض حسادت گلويشان را بفشارد و چنين وانمود كنند كه از كارگر افغاني ماه نو شده است٠

    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

    دولت جمهوری اسلامی یکی از فاسد ترین دولتهای دنیا اعلام شد.

    دولت جمهوری اسلامی بر اساس تحقیقات سازمان شفافیت بین المللی یکی از فاسد ترین دولتهای دنیا اعلام شد. میکولوش مارشال، مسوول این سازمان در امور اروپا و آسیا می گوید: "بر اساس آماری که سازمان ما توانست به دست آورد، جمهوری اسلامی ایران از لحاظ فساد اداری و مالی در رده‌ی فاسدترین کشورهای دنیا قرار دارد."

    این درحالی است که ادعاهای پایوران رژیم ولایت فقیه در مبارزه با فساد گوش خودشان را نیز کر کرده است. به همین دلیل آقای مارشال می گوید: "ادعاهای آقای احمدی‌نژاد پیرامون مبارزه علیه رشوه‌خواری پرسش‌‌برانگیز است و من فکر نمی‌کنم اقدام مشخصی علیه رشوه‌خواری انجام داده باشد."

    محمود احمدی نژاد که خود به دلیل فساد مالی در زمان تصدی اش بر شهرداری تهران مورد اتهام قرار دارد و تا کنون نتوانسته است در مورد 300 میلیارد تومان هزینه فاقد سند در این دوره پاسخی ارایه دهد، رقبای سیاسی خود را تهدید به افشای سوو استفاده هایشان می کند. از جهت دیگر، پرونده های بزرگ کلاهبرداری و یا رشوه خواری فرزندان پایوران رژیم در معامله های نفت و گاز نیز تا کنون در چندین مورد افشا و به دادگاه های اروپایی کشیده شده است. افشا رشوه گرفتن کُردان از شرکتی اماراتی در موضوع نفت و گاز و حضور او در بستن قرارداد گازی بدون اینکه هیچ منصب یا موقعیتی در وزارت نفت داشته باشد، از مواردی است که تا کنون از پرده برون افتاده است.

    اما مردمی که با سیستم تا مغز استخوان فاسد رژیم ولایت فقیه سرو کار دارند به خوبی می دانند که بدون پرداخت رشوه هرگز کار آنان به سامان نمی رسد. این به این معنی است که رشوه خواری در رژیم جمهوری اسلامی نهادینه شده است و از صدر تا ذیل مقامات آن در دزدی و رشوه خواری غرق هستند. روز دوشنبه گذشته محسن اژه‌ای، وزیر اطلاعات رژیم ولایت فقیه در همایش "تلاش برای ارتقای سلامت نظام اداری کشور" می گوید: "متاسفانه نتوانستيم اعتماد مردم را جلب كنيم. هنوز هم مردم اين سوال را دارند كه آيا در امر مبارزه با مفاسد اقتصادي جدي هستيم؟"

    اعتراف اژه‌ای به خوبی میزان اعتماد مردم به پایوران رژیم و ادعاهای پوچ آنان را نشان می دهد زیرا مردم شاهد دزدیهای بی حساب و کتاب آنها و دست داشتن شان در قدرت برای بستن دهان مدعیان هستند.

    رژیمی که خود را الهی می نامد و رهبرانش سودای رهبری بر جهان را در سر می پرورانند، آنچنان در فساد و تباهی غرق است که طبق آمار و تحقیقات سازمانهای بی طرف بین المللی، مقام اول را در جهان دارا شده است؛ چیزی که برای مردم ایران مشخصه رژیم جمهوری اسلامی و رهبران آن است.


    نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |